✍️ فاطمه صدرا | نویسنده، عضو حقیقی سازمان نظام صنفی رایانهای استان گیلان
در آستانه سفر رئیسجمهور به گیلان، شاید وقت آن رسیده باشد که مطالبات زیرساختی تازه و امروزی را هم روی میز بگذاریم؛ زیرساختهای نامرئی توسعه که تعیین می کنند منابع و ظرفیتهای استان چگونه و با چه اثری به کار گرفته شوند.
داده ، هوش مصنوعی، اقتصاد خلاق و مدیریت ،می توانند بخشی از زیرساخت تازه باشند؛ ظرفیتهایی که همین امروز می توانند کیفیت تصمیم ها و مسیر توسعه گیلان را در پروژه های نیمه تمام، زیرساختها، پسماند، فاضلاب، حمل و نقل و سرمایهگذاری، تغییر دهند.
این به معنای نادیده گرفتن مطالبات موجود نیست. پرسش اصلی اینجاست که چگونه می توان با نگاه و ابزارهای تازه، کیفیت تصمیمگیری درباره همین مسائل را تغییر داد؟
گیلان فقط به منابع بیشتر نیاز ندارد؛ به زیرساختهایی برای فهمیدن، آیندهنگری، خلق ارزش و تبدیل ظرفیت به نتیجه نیاز دارد.
۱. داده؛ برای تصمیمگیری دقیقتر
تصمیم توسعهای بدون شناخت دقیق مسئله، ممکن است منابع را به مسیری ببرد که بیشترین اثر را ندارد. گیلان به زیرساخت دادهای نیاز دارد تا اطلاعات مربوط به گردشگری، فرهنگ، اقتصاد، جمعیت، رفتار شهروندان و ظرفیتهای استان، از دادههای پراکنده به مبنای تصمیمسازی تبدیل شود.
داده باید به ما کمک کند بدانیم مسئله کجاست، منابع در کجا بیشترین اثر را دارند و کدام تصمیمها واقعا نتیجه می دهند.۲. هوش مصنوعی؛ برای آیندهنگری
هوش مصنوعی نباید در تولید محتوا و کاربردهای روزمره متوقف بماند. تحلیل الگوها، پیشبینی، سناریوسازی و پشتیبانی از تصمیم میتواند AI را به بخشی از زیرساخت جدید مدیریت استان تبدیل کند. گیلان میتواند برخی مسائل واقعی خود را به میدان آزمایش حکمرانی هوشمند تبدیل کند.۳. اقتصاد خلاق؛ برای تبدیل فرهنگ به ارزش
گیلان فقط زمین، جنگل، دریا و جاذبه گردشگری نیست. فرهنگ، هنر، رسانه، طراحی، سینما، صنایعدستی، روایتهای محلی و استعدادهای انسانی نیز داراییهای استاناند.
اما ظرفیت، زمانی به توسعه تبدیل میشود که برای آن زنجیره ارزش، بازار، سرمایه و مدل کسبوکار شکل بگیرد. اقتصاد خلاق می تواند بخشی از این ظرفیتهای فرهنگی را به اشتغال، درآمد و مزیت رقابتی تبدیل کند.۴. مدیریت؛ برای تبدیل ظرفیت به نتیجه
داده، فناوری و اقتصاد خلاق، بدون سازوکار اجرا به نتیجه نمیرسند. برای این چهار مسیر، مسئولیت مشخص، منابع، زمانبندی، شاخص ارزیابی و سازوکار پیگیری لازم است؛ تا تصمیمها در حد مصوبه باقی نمانند.مدیریت نقطه اتصال این سه ظرفست یه عمل است. جایی مه داده به تصمیم، قناوری به راه حل و ظرفیت به تایجه تبدیل میشود.
رئیسجمهور نمیتواند بهتنهایی آینده گیلان را بسازد؛ اما میتواند موانع ساختن آن را بردارد، دستگاهها را همراستا کند و اجرای این مسیرها را تسریع و تسهیل کند.
شاید در کنار مطالبه پروژههای ضروری امروز، بد نباشد چهار مطالبه برای فردای گیلان هم روی میز باشد:
داده برای فهمیدن؛
هوش مصنوعی برای آیندهنگری؛
اقتصاد خلاق برای خلق ارزش؛
و مدیریت برای تبدیل ظرفیت به نتیجه.
گیلان کمبود ظرفیت ندارد؛ مسئله، تبدیل ظرفیتهای پراکنده به یک مسیر روشن و قابل سنجش برای توسعه است.
✍️ فاطمه صدرا | نویسنده، عضو حقیقی سازمان نظام صنفی رایانهای استان گیلان
