رضا بژکول:
نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان باطبیعت ،هرسال آن فرزند فراموشکار که ،سرگرم کارهای مصنوعی وساخته های پیچیده خود ،مادر خویش را از یاد می برد ،با یادآوری وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد ،فرزند در دامن مادر،خود را باز می یابد و مادر، درکنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد ، جوان می شود ،حیات دوباره می گیرد ، با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود (دکترعلی شریعتی) نوروز یکی از کهن ترین آداب و رسوم مردم کشور و نیاکان ما است، مردان و زنانی که با جدیت و علاقه وافر و عشق، از این سنت دیرینه تاکنون نگهداری کردند تا بهترین هدیه خداوند به این سرزمین پهناور، پایدار و سرافرازبماند ،سنت دوست داشتنی که زاییده مهرو پدیدآورنده شوق و پایدارماندن تمدن و میراث بزرگ کشورمان است.
اداب و رسوم و سنن هر ملتی نشانه خلقیات و روحیات یک ملت است، رسمی که هر جامعه ای را دیر پا و ماندگار نگه می دارد و روح و روان جسمی هر قومی را پیوند می بخشد ،وچنین بود نوروز،که آمدم بهار را تداعی می کند و رفتن زمستان را فریاد می کشد که این امر ازدیر باز مورد توجه نیاکان ما بوده تا گردش روزگار و آمدن بهار راپیوسته با شورو شوقی خاص به دیارمان ارزانی کنند ، یکی ازاثرات مهم سفره مهر آمیزنوروز پدید آوردن همدلی درمیان اعضای خانواده است که نهال محبت را در بین آنها می کارد تا شکوه ،وفاق،همفکری رادر سرتاسر کشور به رویش در آورد.
ثمره ای که از این سنت حسنه به دست می آید نزدیک کردن دلها ،سازگاری باهمدیگر ،شادمانی در خانه ، همدستی وهم فکری درمحیط اجتماعی ، برای نزدیک کردن دلها است که ما را رهنمون می کند ،با اعتدال بهار معتدل وجوانه زدن جوانه ها مصمم می شویم وبا نشاط و شادمانی زمان را نو می کنیم و زمین را معطر و دلهای خانواده را مودت، وچه زیباست که در نوروز زمان وزمین شادند ،گلها می خندند ، بلبلان می خوانند ، ابرها می بارند و زمین دگر باره با طراوت خاص خود عطر اگین می شود تا بار دیگر و سال دیگر زمین و زمان دگر گون گردد،تا با طروات خود انسانها نیز دلهای خود را دگرگون کنند.
با دگرگون شدن دلها وتغییر نگرش ها اجتماع ما نیز با خوش رویی و اخلاق نیک جوانه دیگر می ز ند، تا سالی دیگر با آغازی نو آینده بهتر را به پیش ببرند،سرود آغاز سال نو سبب بهار مستی وسروراست تا انسان سر مست ،مسرور به دفترتازه عمر بنگرد ، بهار زندگی در آغاز سال منشاء پیدایش این شعر است که نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار
ملتی که پیوند خود را با گذشته قطع کند همانند آن است که هویت ،استقلال ،وشخصیت اصلی خود راازدست داده باشد ،بی تردید پایه های فرهنگ هر ملتی مجموعه سنت ها ،اخلاق ،منش،تمدن وفرهنگ آن قوم است ،پس باید ایران را شناخت وآن را دوست داشت ،اداب ورسوم آن را به دل وجان پذیرفت ،ایرانی ماند وبه این مهم افتخار کرد .
باید برای احیای هویت از دست رفته مان ایران را شناخت و آن را دوست داشت ،باید با افتخار ،ایرانی ماند و دانست وفاق ملی درگرو دلبستگی قلبی به سنن وباورهای پیشینیان است ،بی گمان نوروز،امروزهم جلوه گر یگانگی وهمبستگی وهمدلی همه ایرانیان درسراسر پهنه گیتی است ،نوروزنمادهمبستگی ملی ،تاریخی ،فرهنگی،دینی،وآیینی ما است آن را پاس می داریم و به آن افتخار می کنیم.
مبارک ترشب و خرم ترین روز به استقبالم آمد وقت پیروز
رضا بژکول ارشد علوم سیاسی