فاطمه صدرا:
در روزهایی که جهان با نفسهای حبسشده، صحنهای پرنوسان از جنگ و دیپلماسی را دنبال میکند، لایههایی از واقعیت وجود دارند که در میان دود و آتش گم میشوند؛ نه آنقدر بلند که فریاد باشند، و نه آنقدر خاموش که دیده نشوند.
در روزهای اخیر، دونالد ترامپ از سوی چند رسانه مورد انتقاد قرار گرفت که یک لایه بالقوه از فرصت است.
منتقدان گفتند: «حمله به تاسیسات حساس، بهرغم هیاهو و تبلیغات، موفق به نابودی کامل اهداف کلیدی نشده است.»
و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در پاسخ گفت: «این اخبار جعلیاند؛ ما موفق بودیم.»
این تقابل رسانهای، آنچنانکه شاید در ظاهر به چشم نیاید، اما در دل خود یک پیام نهفته دارد:
تردید در موفقیت یک حمله – حتی از سوی خودِ مهاجم – گاه از خود حمله، مهمتر است.
چرا؟
چون شک، خورندهتر از فریاد است.
و از دل همین شک، فرصتی طلایی برای کشوری چون ایران سر بر میآورد.
نه از آنرو که قدرت رسانهای را در اختیار دارد، بلکه از آنرو که میتواند با خویشتنداری و توسعهمحوری، بازی را به نفع خود تغییر دهد.
فرض کنیم ایران بگوید: «آری، ما صدمه دیدیم.»
نه با ضعف، نه با مظلومنمایی، بلکه با نگاهی عاقلانه:
«اما چون بهدنبال دانش و توسعه صلحآمیز هستیم، زیرساختها را باز میسازیم. ما به بمب فکر نمیکنیم، ما به بازسازی و اعتمادسازی جهانی فکر میکنیم.»
چنین گفتاری، نه عقبنشینیست و نه توجیه.
این، استراتژیایست که بازی رسانهای دشمن را بیاثر میکند.
وقتی جهان، خود درگیر دودلی در روایت است،
وقتی رسانههای پرنفوذ غربی، نخستین سنگ انتقاد را پرتاب میکنند،
ایران میتواند صدایی متفاوت، آرام و منطقی باشد که در هیاهوی جنگ، بیصدا، اما عمیق شنیده میشود.
در این فضا، مهم است که صدای ما – چه در داخل، چه در خارج – به دام دوگانهها نیفتد.
نه فریاد باشیم، نه سکوت.
نه طرفدار یا مخالف احساسی.
بلکه چیزی باشیم که از هر دو ارزشمندتر است:
تحلیلگرانی مستقل، متعهد به آینده ایران.
در روزهایی که جنگ نهفقط با موشک که با اطلاعات و دروغها پیش میرود، ذهنها هم میدان نبردند.
و آنکس که روایت را در اختیار دارد، بخشی از قدرت را هم در اختیار گرفته است.
و اینجاست که امنیت روانی، به بخشی از امنیت ملی تبدیل میشود.
شاید هیچکس مثل ما، مردم ایران، قدر صلح را نداند.
شاید هیچ کشوری مانند ما، نیاز به قدرت همراه با آرامش نداشته باشد.
و شاید درست در همین لحظه، در نقطهای از تقاطع تاریخ و رسانه،
ایران بتواند با بیانی صریح، از این گردنه عبور کند.
با دانایی، نه با نمایش.
با توسعه، نه با تهدید.
و با صدایی که نه تنها برای ما، بلکه برای جهان آینده، شنیدنیست.