تاریخ : دوشنبه, ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵ Monday, 15 June , 2026

آخرین مطالب

هم‌افزایی آموزش و پرورش گیلان و جهاد دانشگاهی؛ گامی راهبردی در جهت شکوفایی استعدادهای نوین و اقتصاد دانش‌بنیان انعقاد تفاهم‌نامه همکاری راهبردی میان موسسه آموزش عالی جهاددانشگاهی گیلان و پژوهشگاه رویان ربات بازرس مخازن شروع به کار می کند چرا خبر قصاص ایلیا در رسانه‌های گیلان پررنگ شد؟ چگونه چاقی پدر، سوخت‌وساز بدن فرزندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد «وام ازدواج» افزایش می‌یابد؟ ساخت هیدروژل تزریقی خودترمیم‌شونده برای درمان دیسک بین‌مهره‌ای ابزارهای هوش مصنوعی ایرانی در مواقع قطعی اینترنت فعالیت ۳۱ کارخانه چایسازی در شهرستان رودسر دومین نمایشگاه «فر ایران» با هدف شناسایی محصولات فناورانه و دانش‌بنیان برگزار می‌شود حفظ ضربان تولید در دوران گذار؛ طرحی برای صیانت از اشتغال با پشتوانه «اوراق مقاومت مردمی» و غرامت‌های جنگی درس‌هایی از ژاپن؛ قسمت دوم: از داستان تا قدرت درس‌هایی از ژاپن برای اقتصاد فرهنگی؛ قسمت اول: از سنت به استراتژی وقتی گجت‌ها، بال‌های کنجکاوی را باز می‌کنند فرهنگ؛ زیرساخت نادیده‌ی تاب‌آوری

فاطمه صدرا

روانپزشک سیلیکونی یا آینه‌ی هوشمند؟پرسه در مرزهای اخلاقیِ مشاوره با ماشین

  • کد خبر : 159506
  • ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۹

فاطمه صدرا | متخصص مهندسی پرامپت: ظهور مدل‌های زبانی بزرگ، مرز میان «فناوری» و «تراپی» را چنان مبهم کرده که امروز بسیاری، هوش مصنوعی را به عنوان گوش شنوایی بی‌طرف برگزیده‌اند. اما آیا ما با یک مشاور روان‌شناسی روبروییم یا با یک آینه‌ی هوشمند که تنها بازتاب‌دهنده‌ی داده‌های ورودی ماست؟

به عنوان یک متخصص مهندسی پرامپت، معتقدم پتانسیل هوش مصنوعی در نقش «تشخیص‌دهنده»، فراتر از تصورات فعلی است؛ با این حال، فقدان دسترسی عموم به پرامپت‌نویسی مهندسی‌شده و ابزارهای حرفه‌ای، این حوزه را به میدانی پرریسک بدل کرده است. هوش مصنوعی در دستان کاربر ناآشنا، می‌تواند به جای تحلیل عمیق، به دام «اعتبارسنجیِ سوگیری‌های ذهنی» کاربر بیفتد و فرآیند درمان را به بیراهه ببرد.

واقعیت این است که ما با دو طیف از کاربران مواجهیم: نخست، کسانی که با صداقتی مطلق درونیات خود را «واکاوی» می‌کنند و دوم، گروهی که در تله‌ی بزرگ‌بینی یا کم‌بینی گرفتارند و داده‌هایی مخدوش به مدل تزریق می‌کنند. هوش مصنوعی، فارغ از اینکه چقدر هوشمند باشد، در نهایت خروجی‌اش تابعی از کیفیت ورودی است؛ «زباله در ورود، زباله در خروج» در اینجا به معنای نسخه‌های روان‌شناختیِ خطرناک است.

چالش اصلی نه فقط در «درکِ بافتِ انسانی»، بلکه در «کمبود داده‌های مدل» و بلوغ ناقصِ الگوریتم‌هاست. اگرچه مدل‌ها در حال تکامل‌اند، اما فعلاً در مرز میان تحلیلِ عمیق و پاسخ‌های میان‌برِ آماری معلق‌اند. ما هنوز نتوانسته‌ایم «شهودِ بالینی» مشاور انسانی را که حاصل تجربه‌ی زیسته و درکِ پیچیدگی‌های فرهنگی-اجتماعی است، به کد تبدیل کنیم.

در نهایت، هوش مصنوعی نباید جایگزینِ اتاق درمان شود. این فناوری در بهترین حالت، یک ابزارِ «خود‌کمکیِ» هدایت‌شده است که برای اثربخشی، نیازمندِ مهندسی پرامپتِ اخلاقی و آگاهیِ کاربر از محدودیت‌های ماشین است. ما نباید فراموش کنیم که روان انسان، کدی نیست که بتوان آن را با چند دستور ساده بهینه‌سازی کرد؛ چرا که پیچیدگی‌های روح، فراتر از منطقِ آماریِ توکن‌هاست.

ما در عصری هستیم که بیش از هر زمان دیگری به «تفکر انتقادی درباره‌ی ابزارهای کمکی» نیازمندیم؛ پیش از آنکه ماشین‌ها جایگزین همدلی انسانی شوند، باید بیاموزیم چگونه از آن‌ها به عنوان ابزاری برای «شناختِ خود» استفاده کنیم، نه عصایی برای «فرار از خود».

استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز است.

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تحریریه منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد، منتشر نخواهد شد.