تاریخ : جمعه, ۱ خرداد , ۱۴۰۵ Friday, 22 May , 2026

آخرین مطالب

ساخت هیدروژل تزریقی خودترمیم‌شونده برای درمان دیسک بین‌مهره‌ای ابزارهای هوش مصنوعی ایرانی در مواقع قطعی اینترنت فعالیت ۳۱ کارخانه چایسازی در شهرستان رودسر دومین نمایشگاه «فر ایران» با هدف شناسایی محصولات فناورانه و دانش‌بنیان برگزار می‌شود حفظ ضربان تولید در دوران گذار؛ طرحی برای صیانت از اشتغال با پشتوانه «اوراق مقاومت مردمی» و غرامت‌های جنگی درس‌هایی از ژاپن؛ قسمت دوم: از داستان تا قدرت درس‌هایی از ژاپن برای اقتصاد فرهنگی؛ قسمت اول: از سنت به استراتژی وقتی گجت‌ها، بال‌های کنجکاوی را باز می‌کنند فرهنگ؛ زیرساخت نادیده‌ی تاب‌آوری هوش مصنوعی: سکان‌دار جدید اقیانوس سینما هوش مصنوعی در حقوق: از تحلیل پرونده تا بازتعریف عدالت هم افزایی مهندسان پرامپتAI و مدیران؛ کلید تصمیمات هوشمند دیالوگ با ماشین‌ها: وقتی هوش مصنوعی، هوش هیجانی ما را می‌سنجد اورهال کارخانه آسفالت تا خروج اراضی دارای حقوق مکتسبه مردم از حریم تالاب بندرانزلی رانش زمین در روستای لشکان

فاتحانِ ستاره وُ کهکشان

  • کد خبر : 17962
  • 10 اردیبهشت 1395 - 11:56

سید رضا سید دانش:
وقتی مسافری ، مقصدش آسمان باشد ، تو رَدِّپایش را در باران وُ دریا ، چه می جویی ؟ نشانی اش را ، از کوه وُ جنگل وُ‌صحرا ، چه می پرسی ؟ اصلاً این زمینِ گیج وُ گنگ وُ گرفتارِ روز مرگی ها که سری پرُ مشغله از هیاهو برای هیچ و پوچ دارد ، کجا فرصت می کند ، که رَدِّ پاها را بر جاده ببیند وُ به خاطر بسپارد .
اگر تو را دلی با شقایق هاست اگر لاله ی وجودِ‌ تو را هم با داغ زاده اند، اگر تو را هم چشمانی است که شب های پُرفیض دعا را ، ‌ به شعله ی بلندَ ‌آه سحر ، پیوند میزند ، با من بیا تا از ستارگانِ درخشنده ، نشان آن مسافرانی را بپرسیم ،‌که تنها در یک لحظه ،  در یک دم ، در یک پلک بر هم نهادن ،‌ به کهکشان ، رسیدند و از آن هم برگذشتند ؛  یک شیخی ، عالمی ، اهل دلی ، اهل فضلی ، سالیانی را بر سرِ این مقصود می گذارد که شاید ، عنایتی ببیند و گوشه ی چشمی به او نشان داده شود ، اما این مسافرِ یگانه ی خاکی پوش ، این فانوسقه ی عشق بر کمر بسته ، این تفنگِ معرفت وُ غیرت وُ همت در دست گرفته ، تنها وَ تنها وَ تنها . . .
در یک آن ، در یک دم ، در یک لحظه ، برگزیده ی خداوند می گردد ، و بر بالِ فرشتگان ، به رفیع ترین سرزمینِ آسمان سفر می کند وُ مقیم ولایتِ عشقِ الهی
می گردد . باری مقامِ شهید وُ شُهدا اینچنین است .
حالا کدام واژه ، کدام قصه ،‌کدام غزل ، کدام قصیده ، کدام تصویر وُ تعبیر وُ تأویل ، جسارت آنرا دارد که تنها حرفِ اوّل نامِ هرشهید را ، به مدح وُ وصف وُ تفسیربنشیند ؟ تو اگر می خواهی بدانی شهید کیست ؟ از کجا می آید وُ به کجا می رود ؛ تو اگر
می خواهی رمزی از رازِ این سیاحانِ هفت اقلیمِ آسمان بشنوی ، که چگونه به فتحِ ستارگان وُ کهکشان های نامکشوف می روند ، دلت را ، جانت را ،‌ نفس هایت را ،
لحظه هایت را کربلایی کن . از سرور وُ سالارِ این شهدا مددی بگیر ، وَ‌ پای در راه نِه ، که اگر لایق باشی وُ‌  ذره ای از غبارِ خاکِ شلمچه وُ فَکه وُ مجنون وُ‌ . . . به مشامِ جانِ تو برسد ، از مسافرانِ گمنامِ این کاروانِ بهشتی خواهی بود . که هنوز بانگِ جرس های دعوت گرِ آن ، از هر جای این خاک ، که در ظلماتِ کفر وُ‌ ستم ، فرومانده باشد ، به گوش می رسد .
از شهدای ای انقلابِ اسلامی ، تا شهدای هشت سال دفاع مقدس ، وَ‌ از شهدای فناوری هسته ای ، تا شهدای مدافع حَرَم ، فاصله فقط یک بال زدن است .
اینان پروانگانِ شوریده وَ سرازپا نشناسِ جان بر کفی بودند وُ هستند ، که شجره ی طیبه ی شان ، آن سلسله ی جاوادنه ای است که تا ظهورِ حضرت موعود ، دقیقه ای منقطع نمی گردد .
آری این باران ، تا آسمان باقی ست ، خواهد بارید تا جان وُ‌ جهان وُ‌ هرچه در آن هست را ، به گُل افشان ترین بهاران ،‌گره بزند ؛ وَ خواهد زد…
سید رضا سید دانش – فعال فرهنگی و رسانه ای

اخبار مرتبط

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تحریریه منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد، منتشر نخواهد شد.