در سالهای اخیر معضلی به نام «سگهای ولگرد» به یکی از چالشهای مدیریت شهرهای مختلف کشور به ویژه شهرهای شمالی تبدیل شده است که البته در انتخاب راهحل مناسب این مشکل نیز اختلافنظرهای اساسی وجود دارد. عدهای معتقدند این حیوانات ولگرد و بیصاحب ناقل انواع بیماریهای خطرناک هستند و تهدیدی برای سلامت شهروندان محسوب میشوند که باید از شهر حذف شوند و در مقابل عدهای برای این حیوانات حق شهروندی قائل شده و با دلسوزی برای سگهای بیخانمان به دنبال راهحل انسانیتر هستند.
در گذشته برای رفع این معضل به روشهای خشن متوسل شده و سالی چندبار با اعلام قبلی و یا بیسروصدا با شلیک گلوله و کشتار، سگهای بیخانمان و البته بیگناه را از سطح شهر حذف میکردند. اما در سالهای اخیر با وجود سازمانهای مردم نهاد حامی حیوانات و پیگیری دوستداران محیطزیست، این کشتار متوقف شده و حیوانات پس از جمعآوری به سامانکدههای خصوصی که در زمینه نگهداری از سگهای ولگرد فعالیت میکنند سپرده میشوند. فعالیت این سامانکدهها با توجه به هزینههای بالای نگهداری از حیوانات، بدون حمایت مستقیم مالی و پشتیبانی شهرداریها میسر نیست و به همین دلیل شهرداریها مبلغی را برای نگهداری از هر سگ به این مراکز پرداخت میکنند. اما سوال اینجاست: آیا نمیتوان تمهیدی اندیشید که این حیوانات در کنار زندگی طبیعی، هزینههای خود را تامین کنند؟
سگها در طول تاریخ همواره در خدمت انسان بودهاند و وفاداریشان به انسان زبانزد است. شاید بتوان این سگها را پس از تربیت و آموزشهای لازم، برای تفکیک زباله در مراکز دپوی زباله به کار گرفت تا با جمعآوری زبالههای خشک و قابل بازیافت علاوه بر تامین هزینههای نگهداری خود، منبع درآمدی برای شهرداریها باشند و همچنین به محیطزیست نیز کمک کنند. شاید پس از نگهبانی، چوپانی، همیاری پلیس، راهنمایی نابینایان و… «تفکیک زباله» شغل جدید سگها برای خدمت به بشریت و محیط زیست باشد.
شمال ما