تاریخ : جمعه, ۱ خرداد , ۱۴۰۵ Friday, 22 May , 2026

آخرین مطالب

ساخت هیدروژل تزریقی خودترمیم‌شونده برای درمان دیسک بین‌مهره‌ای ابزارهای هوش مصنوعی ایرانی در مواقع قطعی اینترنت فعالیت ۳۱ کارخانه چایسازی در شهرستان رودسر دومین نمایشگاه «فر ایران» با هدف شناسایی محصولات فناورانه و دانش‌بنیان برگزار می‌شود حفظ ضربان تولید در دوران گذار؛ طرحی برای صیانت از اشتغال با پشتوانه «اوراق مقاومت مردمی» و غرامت‌های جنگی درس‌هایی از ژاپن؛ قسمت دوم: از داستان تا قدرت درس‌هایی از ژاپن برای اقتصاد فرهنگی؛ قسمت اول: از سنت به استراتژی وقتی گجت‌ها، بال‌های کنجکاوی را باز می‌کنند فرهنگ؛ زیرساخت نادیده‌ی تاب‌آوری هوش مصنوعی: سکان‌دار جدید اقیانوس سینما هوش مصنوعی در حقوق: از تحلیل پرونده تا بازتعریف عدالت هم افزایی مهندسان پرامپتAI و مدیران؛ کلید تصمیمات هوشمند دیالوگ با ماشین‌ها: وقتی هوش مصنوعی، هوش هیجانی ما را می‌سنجد اورهال کارخانه آسفالت تا خروج اراضی دارای حقوق مکتسبه مردم از حریم تالاب بندرانزلی رانش زمین در روستای لشکان

از شمع پرس قصه…

  • کد خبر : 22732
  • 22 دی 1395 - 20:13

سیدرضا سیددانش:

از شمع پرس قصه، ز باد صبا مپرس!…

بپرس از آن هشتاد و دوبار گردشی که دریاوخاک، به گرد خورشید کرد، چند شب را آسوده خفت، آن پروانه ی سالخوردی که هنوز از بال هاش، عطر خاکستری دیرینه سال
می آمد؟!!!

چند شب ماه، ماه بزرگ، بغض کرده از کنار پنجره اش گذشت، که آه بلند او را نشنید؟!!!

چند بهار بر او بی درد و داغ آلاله ها و شقایق سوخته سینه، گذشت؟!!!

چند دقیقه، چند لحظه آیا، از آن هشتاد و دو بار چرخش پرشتاب و پر غوغا، آرامش را، بر بال های خسته ی او خواباند؟!!!

چند ستاره ی تابان دمید، که در غروب خود، چشمان سوی آسمان مانده ی او را، در انتظار سیب سرخ موعود، ندید؟!!!

از شمع پرس قصه، قصه ی پرغصه ولی پرافتخار مردی را که از سال های سربی برآمد و دو شادوش امام امت، امت امام و رهبر فرزانه ی ما، برستم شورید و تسمه از گرده ی ستمگران کشید تا نوبهار انقلاب اسلامی، در این سرزمین خزان زده، به برگ و بار بنشیند!

و باز اینکه ، یک قصه بیش نیست قصه ی عشق ، اما از هر زبان که گفته آید ، نامکرر است …

و قصه ی عشق مردان دلسوخته ، این چنین است که تاریخ با تمام هیاهویش ، نام عزیز و ارجمند آنها را ، جاودانه میدارد ؛ که جاودانگی ، سهم خداجویان راستین است ؛ آنان که این مرز و بوم مقدس را آباد و مردمانش را آزاد می خواهند ؛ پروانه وار می سوزند و حکایت بی پایان این عشق نامکرر را ، به شمع می سپارند و به چراغ راه،‌ و خود ،‌ سبکبال، می گذرند …

سیدرضا سیددانش؛ فعال فرهنگی و رسانه‌ای

 

اخبار مرتبط

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تحریریه منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد، منتشر نخواهد شد.