سید حسین رضویان: به ناگاهترین خبر هفته اخیر فوت انقلابی اصیل آیتالله علیاکبر هاشمی رفسنجانی بود، وی با تمام اوج و فرودهای سیاسی ۵۰ ساله اخیر شاید قابل اتکاترین ذخیره انقلاب بود، مردی که بسیاری از اسرار را میدانست و حتی گاه بیان خاطرات انحصاریش نیز موجب تحیر میشد.
رفتارشناسی و نیم رخ شخصیتی ایشان طی بیش از نیم قرن فعالیت سیاسی به قدری پیچیده و گاه متفاوت از همقطاران خود بود که گاه دوستداران را به مخالفان سرسخت و مخالفان را به دوستداران سرسخت تبدیل میکرد.
شاید بتوان موفقیت نهضت مردمی و پیروزی انقلاب اسلامی را در برخی از شئون به زیرکی و نبوغ ذاتی مردی ربط داد که بیش از چهار سال زندگی خود را در زندانهای رژیمشاهی سپری کرد اما در تدارک جبهه انقلاب و حلقه وصل بودن بین امام(ره) و انقلابیون چیزی کم نگذاشت.
نگارنده خوب به خاطر دارد سالها پیش در لابهلای گفتوگو با مرحوم هاشمی پسر عموی آیتالله هاشمی که از انقلابیون معتمد و خادمان قرآن شریف بود وقتی از او خواستم آیتالله هاشمی را در چند جمله برای من تعریف کند گفت: بگذار آقای هاشمی را در این خاطره برایت شرح دهم، وقتی که وی به واسطه مبارزات سیاسی به زندان افتاد پس از ماهها به ما اجازه دادند تا او را ملاقات کنیم، من و همسرشان به زندان رفتیم هنگامی که از ایشان پرسیدم گویا بر شما خیلی سخت میگیرند و چگونه تعب زندان را تحمل میکنید، استوار پاسخ داد همه چیز برای من عالی است و من با تعجب پرسیدم مگر میشود زندان و شکنجه و سختی عالی باشد، و او ادامه داد: بله من پس از مدتی از مسؤولان زندان خواستم تا قرآنی برای مطالعه در اختیارم قرار دهند و روز و شب به قرآن و تفکر در ترجمهاش مشغول شدم به نحوی که حالا هر چه از قرآن میخواستم دریافتم.
نمیدانم این را باید بنویسم یا نه، هاشمی یک سیاستمدار مؤلف در تاریخ سیاسی ایران بود، مردی که رویدادهای سیاسی اطرافش را خود مینوشت و به تنهایی کارگردانی میکرد.