دو گروه معتقدند – و یا آرزوی قلبی شان این است- که اصلاح طلبان – مشخصا در رشت- در انتخابات شوراها به لیست واحد نمی رسند یا اگر هم برسند پیروزی چشمگیری در انتخابات نخواهند داشت. اولین گروه اصولگرایان هستند که طبیعی است چنین آرزویی داشته باشند و دومین گروه رقبای مستقل یا اصلاح طلب لیست ائتلاف اصلاح طلبان هستند. این دو گروه براین باورند که شوراها ، انتخاباتی سیاسی نیست و عواملی همچون قوم گرایی ، خویشاوندی ، روابط فردی و امثالهم بیشتر در نتیجه انتخابات شوراها دخیل هستند. اما به باور بنده –حداقل در انتخابات پیش رو- عامل سیاسی اصلی ترین فاکتور تعیین کننده نتیجه انتخابات خواهد بود و لیست ائتلاف اصلاح طلبان زمین بازی را تعیین خواهد کرد. به چند دلیل زیر:
۱- اصلاح طلبان قطع یقین به لیست واحد خواهند رسید و از قضا بهترین لیست انتخاباتی شان را در تمامی ۵ دوره گذشته تاکنون خواهند بست. حتی اگر اکنون جنگ و جدلی تمام عیار بینشان درگرفته باشد و رقبایشان بر طبل اختلافات درونی بکوبند. اما مطمینا پس از این طوفان لابی ها و رایزنی ها و امتیازدادن ها ، اصلاح طلبان به بهترین لیست خود می رسند. چرا؟ به یک دلیل ساده: چون ناچارند. اصلاح طلبان برحسب تجربه و تغییر و تحولات ۲۰ سال اخیر دریافته اند که شوراها می تواند تعیین کنده آینده سیاسی کشور باشند. وقتی اصلاح طلبان در دومین دوره شوراها بازی را به حریف آبادگر خود واگذار کردند درواقع گام اول خروج تمام و کمالشان از قدرت بود. بعد از شکست در انتخابات شوراهای دوم بود که اصلاح طلبان نتیجه رقابت در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری را واگذار کردند و ازقضا شهردار برگزیده همان شورای دوم ، یعنی محمود احمدی نژاد، رییس جمهور کشور شد و کاری کرد که اصلاح طلبان به کل از قدرت خارج شوند. پس اصلاح طلبان می دانند که نباید اشتباه وحشتناک دومین دوره شوراها یعنی تعدد لیست ها را تکرار کنند و با دستان خود شکستشان را رقم زنند. اصلاح طلبان با بستن لیست واحد و استعفای کاندیداهای حزبی ای که موفق به ورود به لیست نشدند درواقع فداکاری نمی کنند بلکه به خود و آینده سیاسی خود رحم می کنند.
۲- همزمانی انتخابات شوراها با ریاست جمهوری به کمک اصلاح طلبان می آید. مخالفین با این نظریه ، انتخابات سال ۹۲ را مثال می زنند که اصلاح طلبان اگرچه روحانی را بر مسند ریاست جمهوری نشاندند اما در شوراها توفیق چندانی کسب نکردند. اما داستان در این انتخابات متفاوت است. زیرا در انتخابات سال ۹۲ اصلاح طلبان امکان ثبت نام و تایید صلاحیت را نداشتند و از طرفی فرصتی برای بستن لیست واحد برایشان وجود نداشت. چون اصلاح طلبان تنها در چهار روز باقیمانده به انتخابات تصمیم به حضور و حمایت از روحانی گرفتند و دست به کاری بزرگ زدند. اما اینک اصلاح طلبان چهار سال است که پایگاه اجتماعی شان را فعال کرده اند و با دقت کاندیداهایشان را وارد عرصه انتخابات کردند. حال در چنین شرایطی اگر طبقه متوسط تصمیم به حضور در انتخابات ریاست جمهوری بگیرد – که احتمال بسیار زیاد به خاطر دوگانه روحانی – رییسی چنین تصمیمی خواهد گرفت- در کنار رای به حسن روحانی قاعدتا به اکثریت اعضای لیست واحد اصلاح طلبان در شوراها هم رای خواهد داد.
۳- انتخابات شورای پنجم برای اصلاح طلبان حکم یک رقابت حیثیتی را دارد. زیرا بعد از سال ۸۸ این اولین ورود مستقل اصلاح طلبان به انتخابات است و بیشترین شانس برای ورود دوباره به قدرت بعد از انتخابات سال ۸۴٫ اصلاح طلبان نه در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و نه در انتخابات قبلی مجلس نتوانستند با هویت مستقل خود وارد شوند و بنابه دلایل متعدد مجبور به ائتلاف با اعتدالیون شدند اما در انتخابات شورای شهر پنجم اصلاح طلبان شانس این را پیدا کرده اند که اصلی ترین کاندیداهایشان را تایید صلاحیت کنند و به خاطر عدم ورود اعتدالیون به انتخابات شوراها در رشت لیستی کاملا اصلاح طلبانه ارایه کنند. پس انتخابات پیش رو می تواند شروع دوباره اصلاح طلبان برای ورود به قدرت باشد. در واقع انتخابات شورای پنجم آینده سیاسی اصلاح طلبان را رقم خواهد زد. اگر شکست بخورند دیگر قدرتی برای عرض اندام در انتخابات آتی مجلس و ریاست جمهوری ندارند و باید به دنبال تغییر و تحولی عظیم در بدنه خود باشند و اگر پیروز شوند باید فصلی نو را در فعالیت سیاسی چهل ساله خود آغاز کنند. از این روست که در تهران تمام بزرگان اصلاح طلب با سوابق وزارت و وکالت ثبت نام کردند و در رشت هم احمد رمضانپور با سابقه نمایندگی مردم رشت در مجلس ششم و ریاست بنیاد باران به عنوان شاخص ترین چهره اصلاح طلب وارد عرصه انتخابات شد تا محکی جدی به خود و طیف سیاسی وابسته اش بزند. مطمینا رمضانپور می داند که این آخرین قمار سیاسی اش است و تمام آبرویش را در این زمین خرج خواهد کرد. تمام آبرویش هم در گرو حمایت تمام قد و بی چون و چرا
از سایر کاندیداهای اصلاح طلب لیست واحد است. چه آنکه خود حاج احمد رمضانپور هم بهتر از هر کسی می داند که اگر در انتخابات پیروز شود اما لیست تحت فرمانش اکثریت شورا را به دست نیاورد از ریاستش بر شورا خبری نخواهد بود و آن داستانی که برای مرحوم هاشمی در مجلس ششم پیش آمد برای حاج احمد رمضانپور در شورای پنجم رخ خواهد داد. پس این بار اصلاح طلبان از ورای تمام جنگ و جدل های درونی شان می دانند که باید به یک لیست واحد برسند و از قضا به بهترین و رای آورترین لیست واحد. وضعیت کنونی اصلاح طلبان حکایت آن قسم معروف شوالیه ها شده است که می گفتند: «یکی برای همه ، همه برای یکی». به همین دلیل از احمد زالفی که فرماندار رشت در دوران اصلاحات بود تا تک تک فرمانداران گذشته مانند بی آزار و اسماعیل عبداللهی که اینک کاندیدای اصلاح طلبان شده اند و با قواعد انتخاباتی به خوبی آشنا هستند تا یکایک اعضای جبهه فراگیر اصلاحات ؛ از جوانان تا زنان و اصلاح طلبان غیرحزبی در نهایت مجبور ، «تکرار می کنم ، مجبور» به کمک به لیست واحد اصلاح طلبان هستند. زیرا آینده سیاسی و اجتماعی تمام آن هایی که هویت اصلاح طلبی دارند ، با تمام اختلافاتی که بینشان هست، به انتخابات شورای پنجم گره خورده است. با این اوصاف لیستی با ۱۱ کاندیدا دارای ۱۱ ستاد متحد و ۱۱ گروه حمایتی مجزا از هم خواهد شد که با ائتلاف حتما اکثریت شورای آینده را خواهند داشت.
بابک مهدیزاده
روزنامه نگار