آغاز به کار ثابت قدم در شهرداری رشت با پایان کار خلیلی همراه بود. یک شهردار بامدرک تحصیلی کاملا غیر مرتبط می رفت تا جای خود را به شهردار جوان با مدرک تحصیلی دکتری و کاملا مرتبط با مدیریت شهری بدهد و این آغازی بود برای جولاندهی یک شهردار جوان تا سوار بر اسب مراد بتازد و با تکبر و غرور به همه فخر بفروشد. شورائیان نیز که از سرزنش های شهروندان به خاطر انتخاب خلیلی با مدرک تحصیلی الهیات برای مدیریت کلانشهر رشت تازه رهایی یافته بودند با خود شیفتگی شهردار جوان به نوعی کنار می آمدند. شهروندان رشتی و در مجموع ۱۲۰۰۰۰۰نفر بهره مند از خدمات روزانه کلانشهر رشت نیز هرگاه، هنگام مصاحبه شهردار را با آن ژست خود بزرگ بین می دیدند خیلی خرده نمی گرفتند. با این توجیه که وقتی در جامعه ای که خیلی از افراد سر جای خود نیستند حالا یکی پیدا شده که اینکاره است، چه اشکالی دارد بگذارید کمی هم مغرور باشد. امیدوار بودند ثابت قدم جوان و کم تجربه با گذر زمان پخته وتکبر و غرورش فرو بریزد، که متاسفانه هیچگاه این مهم رخ نداد. با گذر زمان آب بعضی از اعضای شورا و شهردار در یک جوی نرفت و زمزمه های استیضاح شهردار در گرفت. این استیضاح که بعدها به استیضاح سه گانه معروف شد و هر سه بار ثابت قدم پیروز میدان شده بود کاملا شهردار و بخشی از شورا را رو در روی یکدیگر قرار داد، طوریکه شهردار اعضای مخالف خود در شورا را روستایی و بیگانه با مدیریت شهری و… معرفی و مخالفان شهردار نیز شکایت داشتند که شهردار در تصمیم گیری های خرد و کلان شهری هیچ توجه ای به نظر شورا ندارد، پاسخگو نیست و در مجموع گوش شنوایی در کار نیست. البته در این فاصله باز آفرینی مرکز شهر- انتخاب شهر رشت به عنوان شهر خلاق خوراک در یونسکو – شایعه پیشنهاد مسئولان شهر اصفهان به ثابت قدم برای شهردار شدن شهرشان در کنار حمایتهای مسئولان استانی و شهر رشت همه در کنار هم به ثابت قدم اعتماد به نفس داده بود در حد احمدی نژاد، آن اندازه اعتماد به نفس که هر گاه در خلوت در آینه دل، خود راتماشا میکرد که آفریده شده برای شهردار شدن شهرهای به مراتب بسیار بزرگتر ازشهر رشت و شاید هم ماننداحمدی نژاد برای مدیریت جهان! و اگر شهردار رشت شده در اصل به مردم زادگاه خود منت نهاده! جلسات سه بار استیضاح وی بی شباهت به جلسه پرسش از احمدی نژاد در مجلس نبود. به سخره گرفتن سوالات اعضای شورا، طعنه ها، کنایه ها، پوز خندها و… والبته کم نبودند اطرافیان وی که به این شیوه رفتاری وی پر و بال می دادند و در مجموع ثابت قدم این زمان فقط یک هاله نور از احمدی نژاد کمتر داشت! آنجا که راننده وی این اجازه را به خود داده بود تا در یک صفحه کامل مصاحبه در یکی از روزنامه های گیلان از او یک اسطوره دست نیافتنی بسازد و این اقدام هیچگاه از طرف شهر دار نکوهش نشد. کشمکش شورا با شهردار ادامه داشت تا اردیبهشت امسال و در آستانه دو انتخابات مهم شورای شهر و ریاست جمهوری که اولی با ماندن و رفتن وی ارتباط کامل و دومی بی ارتباط با این قضیه نبود. در این هنگام شهردار رشت بر خلاف انتظار بسیاری، زمان ورود یکی ازنامزدهای ریاست جمهوری (قالیباف) به رشت به استقبال وی رفت. با این توجیه که معمولا رسم بر این است که شهرداران هر شهر به استقبال بزرگ شهرداران، کلانشهرها میروند. اما به فاصله چند ساعت بعد از انصراف قالیباف از نامزدی به نفع رئیسی، حمایت خود از رئیسی را اعلان کرد! این در حالی بودکه ثابت قدم تا این لحظه از حمایت اصلاح طلبان و اعتدال گرایان رشتی وگیلانی برخوردار بود. شاید با این محاسبه اشتباه که ائتلاف قالیباف-رئیسی برنده قطعی انتخابات خواهدبود. با آن شعار معروف اصولگرایان (رئیسی نیامده که ببازد!) خواست حضور دوباره خود در شهرداری رشت را تمدید کند. با پیروزی دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و نتیجه نگرفتن فهرست حامیان شهردار در انتخابات شورای شهر از یک طرف و باقیمانده عمر دو ماه و نیم شورای شهر چهارم از طرف دیگر، شهردار را وا داشت تا به چرخش سه باره روی آورد که این چرخش سه باره به نوعی خودکشی سیاسی بود. در اینجا دیگر از انتشار عکس های یادگاری در کنار اصلاح طلبان، خطاب قراردادن مخالفان خود به عنوان افراد ضد توسعه و تکرار بسیار این دو کلمه با الهام از شعار ۹۶ و ۴ درصدی قالیباف، قهر به سبک احمدی نژاد و… آبی برای شهردار گرم نشد. در اینجا بود که احساس شد گذشته از شخصیت اعضای شورای یک شهر به شعور مردم یک شهر هم دارد توهین می شود و با چرخش چند باره دیدگاه یک شهردار، مردم یک شهر به بازی وسخره گرفته شده اند. در اینجا اعضای شورای شهر چهارم فارغ از اینکه چگونه کار خود را آغاز کرده و در میانه کار چگونه بودند، پایان کار چهار ساله را خیلی خوب تمام کردند.
حسن غیوری