تاریخ : پنجشنبه, ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵ Thursday, 21 May , 2026

آخرین مطالب

ساخت هیدروژل تزریقی خودترمیم‌شونده برای درمان دیسک بین‌مهره‌ای ابزارهای هوش مصنوعی ایرانی در مواقع قطعی اینترنت فعالیت ۳۱ کارخانه چایسازی در شهرستان رودسر دومین نمایشگاه «فر ایران» با هدف شناسایی محصولات فناورانه و دانش‌بنیان برگزار می‌شود حفظ ضربان تولید در دوران گذار؛ طرحی برای صیانت از اشتغال با پشتوانه «اوراق مقاومت مردمی» و غرامت‌های جنگی درس‌هایی از ژاپن؛ قسمت دوم: از داستان تا قدرت درس‌هایی از ژاپن برای اقتصاد فرهنگی؛ قسمت اول: از سنت به استراتژی وقتی گجت‌ها، بال‌های کنجکاوی را باز می‌کنند فرهنگ؛ زیرساخت نادیده‌ی تاب‌آوری هوش مصنوعی: سکان‌دار جدید اقیانوس سینما هوش مصنوعی در حقوق: از تحلیل پرونده تا بازتعریف عدالت هم افزایی مهندسان پرامپتAI و مدیران؛ کلید تصمیمات هوشمند دیالوگ با ماشین‌ها: وقتی هوش مصنوعی، هوش هیجانی ما را می‌سنجد اورهال کارخانه آسفالت تا خروج اراضی دارای حقوق مکتسبه مردم از حریم تالاب بندرانزلی رانش زمین در روستای لشکان

انتخابات پیشرو در تقابل با انتصابات محافظه کارانه

  • کد خبر : 36654
  • 22 شهریور 1396 - 17:25

یکی از مهمترین مسائلی که امروزه در مقوله مدیریتی در فضای اجتماعی و سیاسی ایران خودنمایی میکند، عدم توجه کلان به مدیریت است. در توجه عملگرا و کلان به مدیریت، اساسا نگاه غالب، نگاه نتیجه گراست. به همین دلیل در هنگامه خطیری که فردی برای تصدی یک پست مدیریتی برگزیده میشود، بیش از آنکه به ویژگی های از پیش تعیین شده توجه شود، همواره سعی در آن است که بستر های لازم برای امکان اثربخشی یک فرد به عنوان مدیر یک مجموعه فراهم گردد. در همین رابطه، به نظر میرسد یکی از بزرگترین مشکلات زنان در تصدی پست های مدیریتی و اجرایی “انتصابی”، عدم باورمندی به توانایی هایشان است. لذا تفکر غالب و خطای هاله ای در پذیرش توانمندی های زنان، عمدتا به بزرگنمایی دور از انصاف اشتباهات و حتی نوعی “مچگیری جنسیتی” منجر می شود!
این روزها با تکمیل روند تشکیل کابینه از یک سو و شروع به کار شوراهای شهر و روستا از سوی دیگر، با مقایسه مدیرانی که “انتخاب” می شوند و آنان که “انتصاب” میشوند، تعارض غیرقابل انکاری خودنمایی میکند. با یک جستجوی ساده آماری در نتایج انتخابات شوراهای شهر و روستا، اعداد و ارقام شگفت آوری به دست میآید. در تهران شش زن یعنی دو برابر دوره گذشته به شورا راه یافتند. در سه شهر اردبیل، شهرکرد و بندرعباس زنان منتخب اول شورا شدند. در شهرستان قزوین سه زن توانستند در ترکیب شورا حضور پیدا کنند. ریاست شورای شهرهای گرگان، کنگاور، اوز، کازرون، فرایجان و چند شهر دیگر به زنان رسید و در خرم آباد و تبریز نائب رئیس شدند.
به راستی چه می شود که رای دهندگانی که گاهی از سوی ناظران و صاحبان اندیشه، به سهولت عوام تلقی می شوند، در سپردن سکان مدیریت یک شهر به دستان یک زن تردید کمتری از رئیس جمهوری در انتصاب وزیر زن برای یک وزارتخانه تخصصی دارند؟ اینکه بگوییم “خواستیم و نشد”، شنوندگان را به یاد داستان ورود زنان به ورزشگاه ها خواهد انداخت. که توجیهات فراوانی آورده شده و ادعا می شود جامعه پذیرش کافی در تحمل زنان در ابراز وجود ندارد. از ذیل تا صدر. از پذیرش فردیت زنان به جای جنسیتشان، از صندلی هواداری یک تیم ورزشی گرفته تا جایگاه مدیریت خرد و کلان کشوری!
چرا که اگر اینطور بود، رای به زنان در انتخابات شوراها و رای مردان منتخب همین مردم در سپردن کرسی ریاست شورا به زنان، توجیهی منطقی نداشت. آیا زمان آن فرا نرسیده که عافیت طلبی را کنار بگذاریم و با تمام قدرت بر پارادایم های فکری منسوخ غلبه کنیم؟ پای چه مصلحت اندیشی در میان است که برای اعتماد به زنان در پست های انتصابی، دست و دل رئیس جمهور و وزیران کابینه می لرزد، حال آنکه در متن جامعه برای انتخاب فرد اصلح، کلیشه های جنسیتی روز به روز در حال کمرنگ شدن است؟

به قلم: مانیا شیرین بخش (کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک)

اخبار مرتبط

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تحریریه منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد، منتشر نخواهد شد.