تاریخ : پنجشنبه, ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵ Thursday, 21 May , 2026

آخرین مطالب

ساخت هیدروژل تزریقی خودترمیم‌شونده برای درمان دیسک بین‌مهره‌ای ابزارهای هوش مصنوعی ایرانی در مواقع قطعی اینترنت فعالیت ۳۱ کارخانه چایسازی در شهرستان رودسر دومین نمایشگاه «فر ایران» با هدف شناسایی محصولات فناورانه و دانش‌بنیان برگزار می‌شود حفظ ضربان تولید در دوران گذار؛ طرحی برای صیانت از اشتغال با پشتوانه «اوراق مقاومت مردمی» و غرامت‌های جنگی درس‌هایی از ژاپن؛ قسمت دوم: از داستان تا قدرت درس‌هایی از ژاپن برای اقتصاد فرهنگی؛ قسمت اول: از سنت به استراتژی وقتی گجت‌ها، بال‌های کنجکاوی را باز می‌کنند فرهنگ؛ زیرساخت نادیده‌ی تاب‌آوری هوش مصنوعی: سکان‌دار جدید اقیانوس سینما هوش مصنوعی در حقوق: از تحلیل پرونده تا بازتعریف عدالت هم افزایی مهندسان پرامپتAI و مدیران؛ کلید تصمیمات هوشمند دیالوگ با ماشین‌ها: وقتی هوش مصنوعی، هوش هیجانی ما را می‌سنجد اورهال کارخانه آسفالت تا خروج اراضی دارای حقوق مکتسبه مردم از حریم تالاب بندرانزلی رانش زمین در روستای لشکان

ما چه کرده ایم؟!

  • کد خبر : 4251
  • 26 اردیبهشت 1393 - 15:39

دکتر سید ولی الله موسوی –

حدود ده سال پیش در روز اول از یک سفر کاری به یکی از کشورهای اروپای شرقی ، به اتفاق همراهان برای صرف نهار به یک رستوران ایرانی وارد شدیم . چند دقیقه بعد در پیاده روی خیابان مقابل رستوران ، خانم و آقائی به هم رسیدند و بدون توجه به عابرین همدیگر را در آغوش گرفتند و…
اینجانب پس از مشاهده این رویداد عجیب ، لحظاتی مبهوت بودم، چون سفر اولم به یک کشور غربی بود اما دوستان همراه گفتند این ها در این دیار چیز عجیبی نیست …
در نتیجه بخاطر اینکه ملت ما تاکنون از این آفت اخلاقی مصون مانده است خدا را شکر کردم و برای غافلان و گمراهان ، رهائی و راهیابی را آرزو نمودم اما اینک پس از حدود ده سال از آن ماجرا ، خوب که نگاه می کنم چیزهائی را می بینم که آن روزها فکر نمی کردم روزی به آن دچار شویم . یعنی فکر نمی کردم غفلت غربی روزی دامنگیر فرهنگ ایرانی شود . این است که از خود می پرسم مگر ما چه کرده ایم ؟!
وقتی عملکرد سالهای گذشته خانواده ها و نهادهای اجتماعی را ملاحظه می کنیم ، می بینیم که بسیاری از کارها باید انجام می شد اما نکرده ایم و بسیاری دیگر نباید انجام می شد اما متأسفانه کرده ایم و به پیامدهای آن توجه نداشته ایم و اینک در همان راهی گام می زنیم که روزگاری در ممالک غربی ناپسند می انگاشتیم ، غافل از آنکه دود این غفلت ها ، دیر یا زود در چشم ما خواهد رفت و آنوقت پشیمانی هیچ فایده ای ندارد.
انقلاب ما که بدرستی سودای تغییر ارزش های اجتماعی را داشت ، متأسفانه قبل از آنکه فرصت سازندگی و استقرار نهادهای فرهنگی و بازسازی هنجارها و ارزش های اجتماعی را بیابد ، با ترفند قدرتهای استکباری دستخوش جنگ و جدال و ناامنی در مرزهای داخلی و خارجی شد و هشت سال تمام فرصت سازندگی از ملت ما سلب گردید . پس از خاتمه جنگ هشت ساله ، ترمیم خسارات و بازسازی فیزیکی و روانی جامعه و رسانیدن کشور به نقطه صفر ، همچنان هشت سال دیگر نیاز داشت که در نتیجه همه توان و انرژی کشور را گرفت و بدین ترتیب ۱۶ سال از عمر انقلاب به صورت کم ثمر صرف شد . پس از آن در دو نیمه هشت ساله دیگر، دولت های افراط و تفریط با سیاست بازی و بازی های سیاسی بر سر هم زدند و با این کار مانع از انجام کارهای بنیادین و ضروری شدند . در نتیجه مردم ما که بر سر گنج های خداداد نشسته اند ، همچنان مجبورند زندگی فقیرانه ای داشته باشند و با یک اخم دولت های شرور قافیه اقتصاد و تولید و اشتغال را می بازند.خوب که نگاه می کنیم مشکل اصلی ما چیزی جز غفلت نیست و در نتیجه با تراکمی از مشکلات مواجهیم.  ما  از یک سو اسیر خودخواهی ها و افراط و تفریط های جاهلانه ایم و از سوی دیگر گرفتار فرهنگ تساهل و تسامح غیر منطقی هستیم که نهال ارزش های اجتماعی را خشک می کند . گاهی بیرون آمدن یک تار مو را از سر زنان ما بر نمی تابیم و به خاطر دستمالی قیصریه را به آتش می کشیم اما وقتی دیگر به غایت بی غیرت می شویم و دم بر نمی آوریم و سر در لاک خود فرو می بریم و حساسیت نشان نمی دهیم، غافل از آنکه سیل بنیان کن در راه است و به کوچه پس کوچه های شهر ما رسیده است. کافی است پنجره را باز کنیم و انحرافات را (حتی از آن نوع که در آغاز این یادداشت آمد) ببینیم.
متأسفانه مرز مسائل ارزشی و اخلاقی هم معلوم نیست، چون فرهنگ جامعه ما متولی واحدی ندارد. معلوم است آشپز که چندتا شود ، آش یا شور می شود یا بی نمک. این است راه و رسم و شیوه عمل ما!…  در خیلی از مواقع جرأت بیان دردها و اعلام واقعیات جامعه را به مردم نداریم درحالی که با بیان واقعیت ها و حساس سازی جامعه، امکان جلب توجه مردم برای مشارکت در حل مشکلات افزایش می یابد.
ما چه کرده ایم که نهاد خانواده ها انسجام گذشته را ندارد و پیام نامهربانی و نرخ طلاق نگران کننده شده است . ما چه کرده ایم که پدیده شوم اعتیاد چهره غول بی شاخ و دمی را پیدا کرده و غیر قابل مهار شده و مواد مخدر مانند نقل و نبات در هر کوی و برزن عرضه می شود . ما چه کرده ایم که معادلات اقتصادی را نمی توان به تعادل مجدد کشانید . آب داریم و آباد نمی کنیم ،دریا داریم و زمزمه خرید آب از امارات حاشیه خلیج فارس را سر می دهیم، استعداد داریم و پیشرفت نمی کنیم، ایمان داریم و عمل نمی کنیم، انگیزه داریم و پشتکار نداریم، وجدان داریم و صداقت نشان نمی دهیم.
ما چه کرده ایم که نسل جوان نمی تواند بزرگترها را مدل و الگوی خود قرار دهد و بجای آن فاصله بین نسل های پس از انقلاب به شکافی جدی تبدیل شده است.
مشکل ما این است که بجای حل مسئله صورت مسئله را پاک می کنیم ، سر رشته را رها کرده و راه را گم کرده ایم و در حفظ و حراست از امانت معمار بزرگ انقلاب کوتاهی نموده ایم . اینک که فرصت خدمت به دولت تدبیر و امید (که سنتز افراط و تفریط دولت های اخیر است )رسیده ، انتظار می رود این دولت سر رشته را بگیرد تا راه را گم نکند . براستی دولت تدبیر با امید مردم چه خواهد کرد…

منشر شده در هفته نامه مسائل روز
* عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تحریریه منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد، منتشر نخواهد شد.