میثم همدمی –
روزهایی که گذشت مصادف بود با اعلام خبر مرگ سیمین بهبهانی، نویسنده و شاعر نوگرای ایرانی. وی در بیست و هشتم تیرماه یکهزار و سیصد و شش بدنیا آمد و هشتاد و هفت سال بعد در سالروز تولدش دنیا را ترک گفت. بهبهانی عمده ی شهرت خود را مدیون غزلیاتی است که سرود. او با خلق غزلیاتش در اوزانی که تا پیش از آن در ادبیات فارسی بی سابقه بوده اند در شعر معاصر ایران روحی تازه دمید. اینکه آثارش از چه ویژگیهای زبانشناختی، وزنی و عاطفی برخوردار بوده اند از حوصله این یادداشت کوتاه و البته محدوده ی اطلاعات نگارنده خارج است. آنچه به بهانه ی این اتفاق مرا به نوشتن واداشت صرفاً یک سوال ساده بود: آیا اساساً می توان برای افرادی چون سیمین بهبهانی، فروغ فرخزاد، فریدون مشیری و همانند آنان مرگی اعلام کرد؟ آنانی که با خلق آثاری از عمق وجودشان، طیِ سالیانی دراز و برای نسل هایی متمادی، در روح و جان مخاطبان خود جای می گیرند؟
طی قرون گذشته انسان های زیادی بدنبال کشف راز زندگی جاودانه به ماجراجویی ها و سفرهای خطرناک تن داده اند، قبایل بسیاری برای جاودان ماندن، همنوعانشان را قربانی کرده اند و به اقدامات عجیب و غریب دست زده اند، اما هیچکدام از آن انسانهای ماجراجو و هیچ یک از اعضای آن قبایل عجیب و غریب نتوانستند از کام مرگ بگریزند. این حافظ، سعدی یا سیمین بهبهانی بوده اند که از مرگ گریختند.
* دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی
با سلام در صورت تمایل جهت تبادللینک منتظر پاسخ شما هستم مدیر ساجدهhttp://sajedeh.com/