انتصابات این روزها سوالی را در ذهنم پدید آورده و آن اینکه چرا نمایندگان محترم و مقامات استان در رابطه با واگذاری تصدی امور به نیروهای غیربومی، حساسیت نشان نمی دهند؟
پاسخ قانع کننده به این پرسش شاید عامل پیشگیری از به وجود آمدن شائبه هایی گردد که این روزها دهان به دهان میان نیروهای سیاسی گیلان می چرخد. بدیهی است این نظر از آنجا ناشی نمی شود که شخصیت های غیر بومی نباید در مدیریت جایگاهی داشته باشند؛ ولی شک و تردید آنجا به وجود می آید که در جایی که در میان نیروهای زحمت کشیده استان، توانمندی وجود دارد؛ باز هم مورد استفاده قرار نمی گیرند. این در حالی است که به طور طبیعی یک مدیر بومی علاوه بر دغدغه توسعه کشور؛ خاصه به بالندگی گیلان هم بیش از آنکه باید می اندیشد و در این راه از هیچ توانی فرو نمی گذارد. این مدیران در صورت رسیدن به جایگاهی که باید، با شناخت از موقعیت جغرافیایی، اقلیم منطقه و ساختار فرهنگی اجتماعی استان خود، بهره دهی بیشتری برای توسعه استان به ارمغان خواهند آورد. همین است که بسیاری از استانهای توسعه یافته تر نسبت به گیلان، همیشه اصرار بر بهره گیری از نیروهای بومی را داشتند و این مهم را اجرایی نمودند.
مدیران عالی استان گیلان باید یادشان باشد که اکثر کارخانجات تولیدی که در تصدی مدیران غیربومی بود به ورشکستگی و تعطیلی کشیده شدند و عمده اعتبارات عمرانی دستگاه های اجرایی استان بدرستی جذب و هزینه نشد که آن هم چرایش داستان طولانی دیگری دارد. از همین رو هزینه های جاری افزایش یافته و تعهدات مالی و بدهی ها همچنان باقی ماند تا به مرور زمان واحدهای تولیدی به دلیل وجود بدهی های معوقه به طرف تعطیلی سوق داده شدند و هیچگونه توسعه ای هم در استان اتفاق نیفتاد. تنها بعد از انتخابات خرداد سال ۷۶ بود که گروهی از فرهیختگان دلسوخته این خطه، دست در دست هم داده و یکی از مطالبات شاخص خود یعنی تغییر در مدیریت غیر بومی استان را طالب شدند! و در ادامه سایر موارد توسعه را هم دنبال کردند. ( راه آهن شمال جنوب- بزرگراه رشت قزوین- منطقه آزاد- توسعه بندر و…) و مجموع به ثمر رسیدن این دو بود که در روند مدیریتی استان و عملکرد آن، نتیجه مطلوب، حاصل شد. لکن در دوران دولت نهم و دهم مجددا نعل وارونه زده شد و برنامه رشد و توسعه استان کم رنگ شد.
اکنون، مردم محروم و قانع استان در دولت تدبیر و امید انتظار تحقق خواسته های خود را دارند تا در چارچوب شایسته سالاری به فرزندان بومی بها داده شود و شخصیت های ارزشی در جایگاهی که باید قرار گیرند تا بار دیگر شاهد نتایج تلاش های دلسوزانه آنان باشیم و برای توسعه گیلان و استیفاء حقوق منطقه تلاش مجدانه صورت پذیرد. مردم شریف گیلان از مقام عالی استان، در همین راستا توقع به حق دارند تا باری دیگر دقت لازم را در جایگزینی مدیران مبذول داشته و اجازه ندهد تصمیمات ناهماهنگ، لطمه به استان وارد نماید. ولی با کمال تاسف اخیرا شاهد حضور مدیران غیربومی در مسئولیت های حساس استان هستیم. اگر چه حساسیت نمایندگان محترم هم در این موارد مطلوب است.
* دبیر کارگزاران سازندگی تشکیلات گیلان
منبع: خبرآزاد
تا زمانی که مردم گیلان از محروم ماندن خودشان ناراضی نباشند و از این قانع بودنِ بی مورد نیز دست بر ندارند، همین است که همین.
باسلام
متاسفانه بچه های گیلان بدلیل عدم توجه مرکزنشینان وگوشه نشینی خودشان وهمچنین عدم حمایت مسئولین استان از آنهاباعث شده،مدیران غیر بومی در استان مدیریت نمایند.
با سلام به همه گیلانیان عزیز
بنده یک گیلانی هستم و عاشق استان خودم هستم ولی متاسفانه درخصوص استان گیلان چند نکته قابل درنگ وجود دارد .
در این که اگر مدیران بومی باشند یک استان و منطقه خیلی پیشرفت می کند شکی نیست و تعهد مسئولین بومی هم ( درمجموع نه همیشه ) بیشتر است . ولی برادران عزیز ! شما ببینید همان مسئولین بومی برای استان خود گیلان چه کرده اند ؟ الان در همین استان نیم وجبی گیلان نمایندگان بومی مجلس شهرهایش همه با هم درگیرند … بجای آن که دست هم را بگیرند زیر آب هم را می زنند حالا این مورد را نادیده می گیریم مورد بدتر و تاسف بارتر این است که در همین استان کوچک گیلان نمایندگانش به فکر تجزیه این استان نیم وجبی هم هستند !! می پرسید جریان چیست ؟؟ خوب دقت کنید : نماینده آستارا که مدام تهدید می کند یا ما را فرمانداری ویژه کنید وگرنه به اردبیل ملحق می شویم ( البته اخیرا” حرفهایش را پس گرفته و گفته ما تا آخر گیلانی هستیم که جای امیدواری دارد ) / مورد دوم نماینده شهرهای فومن و شفت که ادعای تفکیک ۵ شهر گیلان و تاسیس استان تالشستان را کرده !!!!! جالب این است که همین نماینده در جای دیگری به نماینده آستارا تذکر داده بود که درخصوص جدایی از گیلان و الحاق به اردبیل دیگر حرف اضافه نزند / و اما مورد آخر … نماینده محترم مجلس شهرهای رودسر و املش که خودشان گیلک زبان اصیل هستند الان چندسال است که با مسئولین غرب مازندران همدست شده و همکاری می کند تا شهرهای رودسر و املش را از گیلان جدا کند و مثلا” یک استان جدید و من درآوردی بسازد . این هم از مسئولین گیلانی اصیل و بومی !!!!! جالب است نماینده رودسر و املش در همه مصاحبه هی خود به گیلانی بودن خودش افتخار هم می کند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ما می بینیم که مسئولین اردبیلی و قزوینی در ۲۰سال گذشته همواره به فکر تصاحب شهرهای گیلان و استان گشایی خود بوده اند نه این که مثل نمایندگان بومی !! گیلان همان دو سه تا شهر خود را هم بدهند برود . با این تفاسیر نویسنده محترم مقاله بالا گله دارد که چرا مسئولین گیلانی بومی نیستند … کدام مسئول بومی ؟؟ کدام تعهد به گیلان و شهرهایش ؟؟؟ ماجرای شورای شهر رشت را که هنوز یادمان نرفته ……. چرا یک مسئول کله گنده در کشور گیلانی نیست ؟ همه مسئولین یا اصفهانی هستند یا ترک و بخصوص مازندرانی ( روسای قوای دو قوه از سه قوه ) ما باید اول مشکل مسئولین بومی فعلی خود را حل کنیم که گیلان را تاراج نکنند بعد بگوییم چرا غیربومی ها اینجا هستند …… آیا یادمان رفته که در گذشته رامسر و تنکابن جزء استان گیلان بودند ؟ آیا همین مسئولین بومی گیلانی بدلیل بی کفایتی این شهرها را به حراج نگذاشتند ؟؟
دوست عزیز خود شما که اصالتا ترک هستید چگونه مدعی هستید که باید مدیران غیر بومی حضوری در گیلان نداشته باشند هر چند که شما سابقه مدیر ارشدی نداشتید و با نگاهی کوتاه به سابقه شما در موارد ذیل خواهیم دید که خود شما در بسته شدن خیلی از جاها نقش اصلی داشتید
۱-شهر روستای رشت که اکنون مانند ویرانه های ایوان مدائن می باشد
۲-شرکت سپید رود که با اندیشه کج نگری شما ویران شد ۳-صنایع دستی که با نامه نگاری کلی کارکنان شما را از آنجا بیرون کردند و آخر اینکه در یک کارخانه بزرگ در شهر صنعتی بقایای اندیشه های بد و باب شدن اخراج کارگران و کم بودن حقوق آنها هنوز هم مشهود است.
حال باز هم شما می خواهید با نوشتن این گونه متون عوام را فریب دهید