اینکه دو هفته پیش اوسط مقدم در جلسه گذشته شورا برای انتخاب شهردار انصراف بدهد و حامیانش به سمت کاظمی بروند و اکنون با پایین آمدن شانس کاظمی، دوباره صحبت از کاندیداتوری اوسط مقدم و شانس بالایش بشود سوالات و شک های زیادی را به وجود آورده است. سوال اول این است که چرا اوسط مقدم در جلسه قبلی انصراف داد و در جلسه دیروز دوباره اعلام آمادگی کرد؟ سوال دوم این است که چرا با وجود شانس کم کاظمی برای شهردار شدن اکثریت اعضا او را شهردار کردند؟ سوال سوم این است که چرا هنوز کاظمی انصراف نداده است و باوجود ایرادات قانونی در لیست کاندیداها باقی مانده است؟ سوال چهارم این است که چرا اعضای شورای شهر از یک طرف از کاندیداها می خواهند مدرک ارائه کنند تا صحت و سقم مدرک مشخص شود و از طرف دیگر بازهم به کاظمی با وجود اینکه می دانند مدرکش موجب عدم احراز صلاحیت می شود، رای داده اند؟ سوال پنجم این است که چه شد شانس اوسط مقدم که در چند هفته پیش کم شده بود این بار در یک روز باقیمانده به انتخاب شهردار افزایش یافته است؟ آیا کسی صحنه گردان این اتفاقات است یا اینکه سیر طبیعی پیشامدها بدین شکل است؟
برای پاسخ به این سوالات بهتر است به یک ماه قبل بازگردیم. درست چند روز مانده به جلسه انتخاب شهردار هجمه سنگینی علیه اوسط مقدم شانس اول انتخابات از سوی رسانه ها آغاز شد که از او درباره تجربه تلخ فروریختن پل صابرین که شرکت مهندسی او مجری اش بود می پرسیدند و اینکه چطور کسی که پروژه عمرانی اش با چنین حوادثی روبرو بود می تواند یک شهر را اداره کند؟ او برای این دست سوالات پاسخ داشت اما وقتی که مقاله ای در یکی از سایت ها چاپ شد مبنی بر ارتباط او با ستاد یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری سال ۸۸ دیگر پاسخی نیامد و نتیجه اش انصراف او بود.
اما حامیانش در شورا از بین ۶ کاندیدای دیگر سراغ کسی رفتند که تا لحظات آخر شانس کمی برای شهردار شدن داشت و خیلی ها هم بعد از شهردار شدن کاظمی پیش بینی کرده بودند که او نمی تواند از سد وزارت کشور بگذرد که همین طور هم شد، با این تفاوت که دیگر کار به وزارت کشور کشیده نشد و فرمانداری رشت کار را تمام کرد. از این رو آن ها که خود را برای یک بازی فرسایشی با محوریت خرید وقت و زمان آماده کرده بودند بازهم به اهداف خود نزدیک تر شدند. کاظمی شانسش پایین آمد اما همچنان ۱۳ عضو شورا بر انتخاب قبلی خود اصرار کردند و با رای به او، کاظمی را در فهرست کاندیداها قرار دادند بدون پاسخ به این سوال که چگونه می توانند از سد قانونی آیین نامه وزارت کشور عبور کنند اما ظاهرا دغدغه صحنه گردانان این بازی به هیچ وجه عبور کاظمی از سد آیین نامه نیست که اکنون دوباره شنیده ها از ایجاد لابی پنهانی برای اوسط مقدم حکایت دارد. مخصوصا که فقط یک روز به انتخاب مانده و رسانه ها نمی توانند نقدهایشان به اوسط مقدم را بازگو کنند. در اینصورت درحالیکه همه توجه ها به تناقض حضور کاظمی با آیین نامه جلب شده، اوسط مقدم با چراغ خاموش می تواند رای اکثریت اعضای شورا را کسب کند. درعین حال ادامه بازی فرسایشی و مصوبه هایی نظیر ارائه مدرک می تواند بعضی از کاندیداهای معتبر با درجه بالای علمی را مجبور به انصراف و دلزدگی کند.
پس تا اینجای کار، سیر اتفاقات شبیه یک بازی سیاسی – رسانه ای است. از یک سو کاظمی همچنان نگه داشته شده است تا سیبل و هدف قرار گیرد و اوسط مقدم در لابی های درون گروهی رشد کند و از یک سو با فرسایشی شدن داستان انتخاب شهردار، حساسیت ها اندک شود و با عادی شدن قضیه در اذهان، رسانه ها و ناظران کمتری به قضیه شهردار بپردازند تا گزینه مورد نظر آسوده تر از گذشته انتخاب شود. حال پشت پرده این سناریو کیست؟ کدام عضو شورا می تواند چنین بازی گردانی استادانه ای داشته باشد؟ آیا اصلا این داستان واقعیت دارد؟
منبع: شمال ما