دکتر سید ولی الله موسوی –
با اینکه شهر رشت ویترین شهرهای بزرگ استانهای شمالی، شمال شرق و شمال غرب ایران است و باتوجه به سابقه مرکزیت دولت اسلامی میرزا کوچک خان جنگلی از اهمیت ویژه (سیاسی و فرهنگی ) برخوردار است اما مدت زیادی است که مدیریت امور شهری آن فاقد مسئول است. در اینجا ممکن است کسانی بگویند که عجله ای در کار نیست و به هر حال کارها دارد انجام می شود.
اما وقتی امور یک کلانشهر در غیبت طولانی مقام مسئولی بنام شهردار می چرخد و آب از آب تکان نمی خورد، معنایش این است که وجود و عدم وجود شهردار تفاوتی ندارد و اگر این مطلب را بپذیریم واقعا معنای آن فاجعه ای است که باید دل فرهیختگان شهر را به درد آورد؛ یعنی شهر ما شهردار لازم ندارد، یعنی شهر ما با شهردار همانطور می چرخد که بدون شهردار ! در نتیجه باید قبول کنیم که ما به روزمرگی عادت داریم نه برنامه ریزی های اساسی.
همانگونه که قبلا نیز گفته ایم برخلاف بسیاری از کلانشهرهای کشور ( که بواقع واجد ویژگی های یک کلانشهر هستند) ، شهر رشت شاخص های لازم برای داشتن عنوان کلانشهر را ندارد و صرفا بدلیل آنکه وزن شهر رشت از شهرهای حاشیه دریای خزر به مراتب بالاتر است، عنوان کلانشهر به آن داده شده و مسئولین محترم در کمال ساده لوحی به این عنوان بزرگ دل خوش کرده اند و برای احراز شرایط کلانشهر تلاشی درخور نداشته اند.
متأسفانه قاعده ای که عملا در عمران و آبادانی بخش های مختلف کشور ما حاکمیت دارد، عبارت از نقش و نفوذ مهره ها و شخصیت های با نفوذ اجتماعی و صاحب منصبان حاضر در مراکز قدرت است و گیلان که تاکنون از این امتیازات برخوردار نبوده در زمینه های مختلف توسعه و پیشرفت عقب نگاه داشته شده است و اگر از تک ستاره ای صدایی برای استیفای حقوق مردم منطقه شنیده می شد، به سادگی از کنار آن عبور شده است، چون ( به قول مرکز نشین ها ) گیلان ما جنگل و دریا و سرسبزی و اراضی حاصلخیز و … دارد. در حالی که گیلانی ها فقط باغبان های خوبی برای هموطنان خود هستند. ما پذیرفته ایم (به جای اینکه صاحب خانه باشیم ) از این مواهب خداداد خوب مراقبت کنیم تا گردشگران محترم بیایند و از آنها استفاده کنند. چه بسا خانواده های گیلانی که سالی یکبار از جنگل و دریا استفاده نمی کنند. وقتی کشاورز گیلانی محصولات کشاورزی خود را با توجه به کاهش ارزش پول ملی ارزانتر از سالهای گذشته می فروشد و کالاهای مورد نیاز خود را بسیار گرانتر از سالهای قبل می خرد (و متاسفانه صدایی از هیچ مسئولی در نمی آید)، زمین حاصلخیز او چه فایده ای دارد. وقتی جنگل و دریا و کوههای استان برای گیلانی ها دستاورد مهمی ندارد و محلی برای درآمدزائی مؤثر نیست و به اقتصاد خانوارها چندان کمکی نمی کند، داشتن و نداشتن آن چه سودی برای خانواده های گیلانی دارد. وقتی شهر کوچکی مثل رامسر که کمی بزرگتر از ماسال ماست و قبلا بخشی از سرزمین گیلان بود، ده ها هتل بزرگ دارد و با ارائه خدمت به مسافران ، در کسب درآمد و رونق اقتصادی شهر مؤثر است ، چرا کلانشهر رشت به رغم ظرفیت های زیاد اجتمایی و اقتصادی فاقد این اماکن است. چرا امکانات و جاذبه های لازم برای نگهداری و توقف مسافران در شهر رشت بوجود نمی آید. چرا کلانشهر رشت فقط باید محلی برای عبور گردشگران باشد. چرا کاری نمی کنیم تا نیمی از پول مسافران چندین میلیونی در شهر رشت خرج شود. آقایان محترم مسئول که جمع و ضرب را می دانند، تأیید می کنند که این مبالغ بزرگ چه تحولی در اقتصاد شهر رشت و استان بوجود می آورد. شهر رشت که به غلط کلانشهر خوانده می شود هنوز جاده کمربندی ندارد و با این وجود تا پنج سال آینده عبور و مرور در آن قطعا با مشکلات جدی مواجه خواهد بود که متأسفانه برای پیشگیری از این مشکل حتمی کاری جدی انجام نشده است.
هنوز همه جاده های ورودی و خروجی اصلی کلانشهر رشت ( به رغم ترافیک شدید) ، به آزادراه و بزرگراه تبدیل نشده و مورد توجه قرار نمی گیرد. هنوز فرودگاه رشت که عنوان بین المللی را به یدک می کشد توانائی پذیرش هواپیماهای پهمن پیکر را ندارد و پروازهای روزانه هواپیماها ازفرودگاه رشت از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کند. پس چگونه می توانیم شهر رشت را کلانشهر بدانیم. هنوز بسیاری از مدیران اصلی استان و بویژه شهر رشت ناتوان از دیدن چند متر بیش تر از پیش پای خود هستند و از درک بایدها و نبایدها و برنامه ریزی برای مسائل کلان و اساسی شهر ناتوان هستند، با این حال چطور می توانیم شهر رشت را کلان شهر بدانیم؟!
مردم ما بواقع می دانند که این مشکلات بیشتر ناشی از کم کاری و یا کم توانی و فقدان خلاقیت در مدیران ماست. متأسفانه ما در طی دهه های گذشته از وجود مدیران بزرگ در پستهای کلیدی و اساسی استان کمتر بهره مند بوده ایم و در نتیجه برخلاف بسیاری از استانهای کشور که ( در ابعاد مختلف توسعه رشد جهشی داشته اند) در مسیر توسعه توفیق چندانی نداشته ایم. واقعیت این است که گیلان ما به آدم های بزرگ که کارهای بزرگ بکنند، به شدت نیازمند است اما گذشت زمان نشان می دهد هر بار که مسئولی کنار گذاشته می شود، مسئول بعدی حتی در حد و اندازه نفر قبلی نیست و این خسارتی است که با بی انصافی به مردم استان تحمیل می شود.
سالها پیش قرار شد دریاچه مجاور فلکه یخسازی رشت (حافظ آباد) و امتداد آن تا حوالی سه راه شفت را به بخش خصوصی واگذار کنند تا امکانات تفریحی برای شهروندان و مسافران بوجود آورند. متأسفانه این طرح با بی هنری مدیران ارشد استان و شهر رشت ، تحقق پیدا نکرد و به حافظه تاریخ سپرده شد. همچنین برای احداث آزاد راه رشت- قزوین و راه آهن قزوین – رشت- آستارا که می تواند تحول بزرگی در سطح ملی ایجاد کند، آنقدر اعتبارات را قطره چکانی اختصاص می دهند که معلوم نیست چند سال دیگر باید برای شنیدن سوت قطار صبر کنیم و با وضعیتی که تاکنون دیده ایم معلوم نیست از دکتر نوبخت نیز(که مایه افتخار ماست ) و البته از نردبان شانه های مردم رشت به این جایگاه ممتاز رسیده است (به رغم انتظار مردم و وعده های ایشان) چراغی برای گیلان روشن شود.
مردم گیلان حق شان را از مدیران خود برای توسعه و پیشرفت می خواهند. مردم رشت تحقق شاخص های یک کلان شهر را از مدیران ارشد استان توقع دارند و به خواسته های کوچک قناعت نمی کنند. مردم رشت از استاندار گیلان و فرماندار این شهر انتظار دارند تا به وظیفه قانونی خود عمل کرده و تکلیف شهرداری رشت را روشن کنند و مانع از آن شوند که بیش از این با احساسات افکار عمومی بازی شود. مدیران ما باید تحرک بیشتری از خود نشان دهند و به دنبال برداشتن گام های بزرگ باشند تا شایستگی خود را برای خدمت به مردم اثبات کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان و مدیرمسئول هفته نامه مسائل روز