تاریخ : پنجشنبه, ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵ Thursday, 21 May , 2026

آخرین مطالب

ساخت هیدروژل تزریقی خودترمیم‌شونده برای درمان دیسک بین‌مهره‌ای ابزارهای هوش مصنوعی ایرانی در مواقع قطعی اینترنت فعالیت ۳۱ کارخانه چایسازی در شهرستان رودسر دومین نمایشگاه «فر ایران» با هدف شناسایی محصولات فناورانه و دانش‌بنیان برگزار می‌شود حفظ ضربان تولید در دوران گذار؛ طرحی برای صیانت از اشتغال با پشتوانه «اوراق مقاومت مردمی» و غرامت‌های جنگی درس‌هایی از ژاپن؛ قسمت دوم: از داستان تا قدرت درس‌هایی از ژاپن برای اقتصاد فرهنگی؛ قسمت اول: از سنت به استراتژی وقتی گجت‌ها، بال‌های کنجکاوی را باز می‌کنند فرهنگ؛ زیرساخت نادیده‌ی تاب‌آوری هوش مصنوعی: سکان‌دار جدید اقیانوس سینما هوش مصنوعی در حقوق: از تحلیل پرونده تا بازتعریف عدالت هم افزایی مهندسان پرامپتAI و مدیران؛ کلید تصمیمات هوشمند دیالوگ با ماشین‌ها: وقتی هوش مصنوعی، هوش هیجانی ما را می‌سنجد اورهال کارخانه آسفالت تا خروج اراضی دارای حقوق مکتسبه مردم از حریم تالاب بندرانزلی رانش زمین در روستای لشکان

نوستالژی خون و آتش؛

نقدی کوتاه بر اجرای تئاتر “خانه ای برای پرواز” اثر مجید کاظم زاده مژدهی

  • کد خبر : 76143
  • 06 مهر 1400 - 11:38

اول اینکه همه علاقمندان هنر فاخر تئاتر دست جمعی خوشحالیم که بعد چند بار باز و بسته شدن درب های ورودی سالنهای تئاتر چراغی کم فروغ از اجراهای محدود در تهران و شهرستانها روشن دوباره روشن می شود و درب های بسته سالن‌ها به روی مشتاقان هنرهای نمایشی باز می شود.
گویی در بیابانی تاریک و سرد راهی دو ساله را می پیماییم ‌ و ناگهان کورسویی از فانوسی کم نور خودنمایی میکند و تن خسته و فکری فسرده را به شوق آن اخگر نرم به آرام می نوازد
همه اینها را گفتم که بدانیم چقدر خوشحالم که با تلاش دوستانی ریشه دار و قدیمی چون تیم گروه جهش و کارگردانی آقای مجید مژدهی نمایشی روی صحنه رفته و بگویم تا همین جایش باید دستمریزادی به تیم اجرایی از عوامل بازیگری تا صحنه گفت
دوم آنکه نوع دکور و اشیائ واقع‌گرایانه و رد و بدل دیالوگها به مخاطب می گوید که قرار است اثری داستانی ببیند یعنی قهرمانی داشته باشیم و ضد قهرمانی یا مقدمه ای برای آغاز یک گره افکنی و به قول تئاتری ها هرم فریتاگ اثر داریم که تا انتهای اثر کامل می شود
سوم آنکه شاید قرار است در چنین آثاری پرده ای میان محتوا و ساختار ایجاد کنیم مزیت این پرده آن می شود که دل از داستان تحول شخصیت بر می داریم و یک راست می رویم در خدمت آن چهارچوب می نشینم
چهارچوبی که می‌خواهد تا بدانیم اگر کارگردان هم در این اثر نبود این بازیگران به جز گفتن چند دیالوگ ها و نشست و برخواست دیگر قرار است چه تمهیداتی از فن کارگردانی را نشانمان دهند که حداقل بنده دستم خالی بود
آنقدر همه چیز مقابل بیننده عریان است که گویی نشسته ایم و یک فیلم داستانی دهه شصت را از تلویزیون محلی استان خودمان می بینم
چهارم آنکه چقدر خوب بود اگر کارگردان به عنصر صدا و توان اثربخشی آن بیشتر همت می گذاشت مثلا اگر پدر کودک با بازی خوب آقای مهرداد آبسالان در رفت و آمدش با چند افکت صوتی کار زمان را بیشتر برایمان فراهم می کرد یا مرد منافق با بازی ابوالقاسمی که وقتی بین دو صحنه در دل تاریکی به قول خودش به قدر اصحاب کهف می خوابد و بعدش بیدار می شود هیچ خبری از رابط صدا نیست صداهای مثل همهمه‌ای قهوه خانه صدای خروسی از پس دیوار بخواند یا صدای یک انفجار زودهنگام و صداهای معنابخش دیگر که جایشان خالی بود و نیمه دوم اجرا گویی با سرعتی پیش می رود و اتفاقات بدون زمینه اولیه رخ می دهند مثل مرگ رعنا که مخاطب تازه توانسته بود با او همزادپنداری کند در چند ساعت خواب مهمان همه چیز روی نوار سرعت رخ می دهد و سوالاتی از جنس نمی‌دانم های روابط مهمان و پدر رعنا و پول حلالی که پدر رعنا از آن دم میزند مدام از آن می گوید و حقیقتی از آن برای مخاطب نمایان نمی شود .
پنجم آنکه به قول دوست روانشناسی که می گفت متن نمایشی روی صحنه شاید بتواند یک کشمش درونی برای مخاطب ایجاد کند یک رنج معنا دار از باید ها و نباید ها تا اجرای نمایش به کمکش بیاید و او را در این رنج معنابخش تنها نگذارد
ششم آنکه چرا کارگردان سعی نداشت تا میانه اثر تکلیف ما را از بابت گونه نمایشی اثر روشن کند و قراردادهایی را برای بیننده بگذارد تا مخاطب بداند که نمایشی کمدی نمی بیند یا به تماشای یک ملودارام سطحی برای دوره دبیرستان آنهم در میانه سالهای جنگ ایران و عراق ننشسته است و دارد به دعوت کارگردان نوستالژی از خون و آتش به روایت چهل سالگی این اتفاقات را از سر می گذارند
هفتم آنکه با همه این حرفها اهل تئاتر مجید مژدهی را می شناسند آدم شناسنامه داری هست که در هر شرایطی خستگی ناپذیر به راه سخت اجرای تئاتر می رود و همراهانی خوب چون محمد رسایلی هم دوش به دوش او همراهیش می کند او می داند که نوشتن من تنها بخشی از یک تعهد یا به قول خودش (بی تفاوت نباشیم ) است.

افشین عموزاده لیچایی
دکترای تخصصی تئاتر
عضو هیات علمی دانشگاه گیلان

  • نویسنده : افشين عموزاده ليچايي

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تحریریه منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد، منتشر نخواهد شد.