فروردین تمام شد. تب وتاب نوروز فروکش کرد. سفره های هفت سین جمع و مردم و مسئولین باز هم سرگرم کار و درگیر روزمرّگی شدند. امروز دیگر پیکر بی جان و رنگ پریده ماهی های سرخ در درون قفس های آهنی جذابیتی ندارد. بهره برداری لازم از آنها انجام شد. پس بگذارید بمیرند. آنها که احساس ندارند! آنها که نفس نمی کشند ! آنها که زندگی را دوست ندارند ! حالا نوبت مرگ ماهی هاست. به حال خودشان رهایشان کنید و بگذارید بمیرند ! مرگی در اوج تنهایی و بی توجهی. اصلا به جنازه هایشان هم توجه نکیند و بگذارید در میادین اصلی شهر بمانند. همانند مجرمانی که در ملأ عام اعدام می شوند، شاید ماهی ها هم مجرمند! شاید دیدن مرگ ماهی ها هم زیباست!
مدیریت و زیبا سازی هردو هنر است و آنچه از هنر و هنرمند انتظار می رود روحیه ای لطیف در ارتباط با مخلوقات و طبیعت است. از این منظر به اعتقاد بنده سازمان زیبا سازی از خلا روحیه هنری در بین عواملش رنج می برد و به همین دلیل اشتباهاتی داشته است که امیدواریم با نگاهی دلسوزانه در جهت رفع این اشتباهات غیرعمد گام بردارد. هرچند زندگی به ماهی ها بر نمی گردد و خاطره تلخی که از نوروز ۹۴ در ذهن حامیان حقوق حیوانات نقش بسته است فراموش نمی شود اما دست کم در سال های آینده شاهد چنین اتفاقاتی نخواهیم بود.
در ادامه شاهد تصاویری از مرگ ماهی ها خواهیم بود:
میدان صابرین گلسار – ۳۱ فروردین ۹۴
روزهای اول فروردین :


