آوای رشت:
برای یک مدیر فرهنگی در این دیار چه مولفههایی لازم است؟ تالیف، چاپ کتاب، سابقه درخشان مطبوعاتی، سابقه مدیریت فرهنگی، فهم هنر و با درک فرهنگ؟ به راستی کدام مولفه قابل طرح را میتوان متصور بود که سید ضیاءالدین ذرهای در آن کاستی داشته باشد؟
تهران… نمایشگاه کتاب … تا دقایق دیگر جدیدترین کتاب نویسنده بزرگ گیلانی دکتر سید ضیاء الدین شفیعی رونمایی می شود. وقتی از بلندگوهای سالن این خبر پخش می شود مشتاقان زیادی بدنبال صدا و محل رونمایی می روند. سید ضیاءالدین شفیعی چقدر نام آشناست به دنبال ذهن خسته از سفر و در هیاهوی کاغذ و قلم و اندیشه دیروزها او را می یابم…معاون فرهنگی، اجتماعی و گردشگری منطقه آزاد انزلی…آری خود اوست ایده بزرگترین فرش سبزه ای ایران،امروز عاشورا و یک کاروان آهو را بخاطر آوردم و نیلوفران آزادش را…آری خود اوست گیلانی فرهیخته و دلسوز هنر و ادبیات و تاریخ این سرزمین.مشتاق دیدن کتاب جدید او به همراه مشتاقان هنر می روم….
به گزارش ایسنا- منطقه گیلان، دکتر سید ضیاءالدین شفیعی از نویسندگان انقلاب اسلامی است که با تالیف و ترجمه بیش از ۵۰ عنوان کتاب و کسب جوایز متعدد ملی، دارای سابقه درخشانی در حوزههای شعر و ادب انقلاب اسلامی میباشد و در کارنامه اجرایی خود مسئولیتهای مختلفی را در حوزه هنری، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، صدا و سیما و بنیاد شهید انقلاب اسلامی کشور بر عهده داشته است.رزمنده سالهای دفاع مقدس که همرزمان شهید بی شمارش به صلابت و شجاعت او اعتقاد داشتند و یاران امروز جنگ نرم او به ایمانش به نظام باور حقیقی.
وی در بهمنماه سال ۹۲ از سوی مهندس مسرور، مدیرعامل سازمان منطقه آزاد انزلی به عنوان سرپرست معاونت فرهنگی، اجتماعی و گردشگری این سازمان منصوب شد.
و طی چند روز اخیر و در کمال بهت و ناباوری سید ضیاءالدین شفیعی رفت! سید ضیاءالدین شفیعی از معاونت فرهنگی منطقه آزاد انزلی رفت!جملهای بسیار ساده بدون کوچکترین ترکیبی از پیچیدگی، عبارتی روان که به راحتی میتوان ۱۰بار تکرارش کرد بدون اینکه به لکنت افتاده باشی.
اهالی فرهنگ و هنر گیلان برایش این چنین نگاشته اند:
آمدنش و قرار گرفتنش پشت میز معاونت فرهنگی منطقه آزاد انزلی هم همین قدر ساده بود، اما آن سادگی آمدن کجا و این سادگی رفتن کجا. در آمدنش دلهای اهل فرهنگ به تپیدن افتاد؛ رفتنش هر چند لکنتی در زبان ایجاد نکند اما در قلبهای اهل فرهنگ استان چرا!
آری…سید ضیاءالدین شفیعی رفت! ۱۶ ماه، پیوند دادن دست هنرمندان گیلان با یکدیگر رفت! ۱۶ ماه شعف تغییر و انبساط خاطر باریک خیالان رفت! ۱۶ ماه شعر و شور و درآمیختگی با شعور رفت! ۱۶ ماه برانگیختگی، رنگ پاشیدن به رویاهای اهل فرهنگ، یک نفس دویدن، از صراحت نبریدن و پرواز مرغان دریایی بر گرد نیلوفران آزاد رفت…
اجرای ۱۵۰ برنامه ارزشمند فرهنگی ،هنری اجتماعی و گردشگری در آن ۱۶ ماه مسئولیت، گنجاندن هزاران علاقمند به فرهنگ و هنر گیلان در قالب این برنامهها، نواختن ۱۰ ها آثار ادبی و هنری آئینی در آن ۱۶ماه و آفرینش هزاران لحظه ناب از یاد نرفتنی، ترکیب ملودیهای شاد و غمگین و غبارروبی فرهنگ غبارروبی نشده این مرز و بوم تنها بخش کوچکی از این دوران طلایی است.
مگر چه انتظار بیشتری میتوان از ۱۶ ماه، قریب به ۷۰ هفته و ۴۹۰ روز داشت؟ اصلا آیا تاریخ فرهنگ این کشور قائم به همین ۱۶ ماههایی نیست که در طول زمان بخت یارش گشته و رونقی به جاودانه شدنش دادهاند؟
برای یک مدیر فرهنگی در این دیار چه مولفههایی لازم است؟ تالیف، چاپ کتاب، سابقه درخشان مطبوعاتی، سابقه مدیریت فرهنگی، فهم هنر و با درک فرهنگ؟ به راستی کدام مولفه قابل طرح را میتوان متصور بود که سید ضیاءالدین ذرهای در آن کاستی داشته باشد؟
سالها مدیریت فرهنگی در سطوح عالی حوزه هنری آن هم در کنار سابقهدارترین مدیر فرهنگی کشور پس از انقلاب اسلامی، مسئولیت روابط عمومی حوزه هنری کشور آنگاه که قیصر امینپورها، سید حسن حسینیها، داود میرباقریها و… از بطن آن سر برآوردند، تالیف، گردآوری و انتشار بیش از ۵۰ جلد کتاب فرهنگی و هنری در زمینه شعر، نثر، داستان، نقد ادبی و… و مورد تقدیر قرار گرفتن از سوی مهمترین بنیاد فرهنگی جهان، یونسکو به خاطر برگردان کتاب معظم چهار عنصر بیدل دهلوی به رسمالخط امروز ایران، بازویی از توانمندیهای فرهنگی برای وی ساخته و پرداخته نموده است.
این روزها تنها بخش اندکی از این داشتهها از افراد، مدیرانی فرهنگی در سطوح عالی کشور ساخته است.
چگونه است که شفیعی با آن اندوخته که به سادگی در کلام نمیگنجد با بیرسمی از مسئولیتش کنار گذارده میشود تا فرهنگ گیلان زمین را در شوک فرو برده باشد. شکی نیست همان طور که سید ضیاءالدین با در اختیار گرفتن این مسئولیت چیزی بر بزرگی خود نیفزود، با رها کردن آن نیز چیزی از بزرگیاش کاسته نخواهد شد، اما مگر چند مدیر فرهنگی زبده و اهل درک در سراسر کشور چون او میتوان یافت و با کدام محاسبه بیحساب میتوان فرهنگ گیلانزمین را از فرصتی چنین ارزشمند محروم نمود، آن هم به شیوهای که دولت محترم کنونی خود با نقد این شیوههای منسوخ، سکان مدیریت کشور را به عهده گرفته است؟
دکتر شفیعی سرگرم برنامهریزی برای اجرای یکصدوپنجاهویکمین برنامه فرهنگی ،هنری ،اجتماعی و گردشگری خود بود که در به ناگاه باز شد و صدایی در بهت حاضرین درپیچید که زین پس دیگری سکاندار این اتاق است و سید ضیاءالدین کیف کوچکش را برداشت و همانگونه که صبور و سنگین آمده بود، صبور و سنگین رفت. آری! سید ضیاءالدین شفیعی رفت…
در پی این برکناری غیر منتظره، سید ضیاءالدین شفیعی چند سطری با اصرار بر سکوت می نویسد:
خلقی است زین جنونزار عریان بیتمیزی
دستار تا به زانو، شلوار تا به گردن
«عبدالقادر بیدل دهلوی»
فرهنگ مرغ زیرکی است که مدام «دام به دستان» طمع به صیدش میبندند یکی به حقد، یکی به حیله، یکی به جهل و یکی هم به طمع فرمان بردار کردن و مطیع ساختنش…
چنین مرغی با چنین دامهایی چگونه میتواند هنوز زیرک بماند، اما مرغ فرهنگ زیرک است چراکه این مرغ وظیفهای دشوار بر گرده دارد؛ این مرغ تنها نشانه حیات مردم است مردمی که سالهاست از یاد رفتهاند؛ مردمی که بسیاری از سیاسیونش به فریب روی آوردهاند، بسیاری از مدیرانش به عوامگرایی، بسیاری از کارشناسان و کارمندانش به تملق، بسیاری از تجارش به تقلب، در چنین جنونزار بیتمیزی تنها صدای این مرغ است که زیرکانه دامهای پیشارویش را تحمل میکند و عشق، زندگی و آینده را در سایه آغوش گسترده خویش به مردم نوید میدهد.
اگر قریب به ۱۶ ماه این مرغ، دندان در جگر در سرزمین پهلوانان فرهنگی و هنری گیلان تحمل پیشه کرد تنها به ذوق دیدن برق امید در چشم و جان این مردان و زنان بود.
اجرای بیش از ۱۵۰ برنامه فرهنگی، هنری، اجتماعی و گردشگری در این دوره کوتاه نتیجه همین تحمل است؛ تحملی که متاسفانه طاق شد زمانی که ولع و طمع، بودجه فرهنگی سازمان را به وسوسه و تزویر چشم به انحراف دوخت و خامی و تکبر و غرور، از فرهنگ، توقع کرنش و چاکری داشت.
سرانجام مخالف قانون و عرف و اخلاق و در مسیری نابخردانه صبح روزی که همه وجهه همت ما برای راهاندازی یکصدوپنجاهویکمین برنامه فرهنگی یعنی دومین برنامه از «شبهای فیلم مستند» مصروف بود ورقی به دفتر آوردند که فلانی از این لحظه سرپرست این اتاق است!
میدانم اهالی فرهنگ سیمرغانی هستند که اکنون صدای آن مرغ را جستجو خواهند کرد و نشان خواهند داد خدعه و ستم به این لشکر بزرگ چه سرانجام تلخی دارد.
سعید فرجپور، از مفاخر شعر و ادب گیلان در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، با بیان اینکه برکناری نا به هنگام دکتر شفیعی اهالی فرهنگی و هنر استان را دچار بهتزدگی کرد، گفت: معتقدیم مدیر فرهنگی با ابعاد، تخصص و سابقه دکتر شفیعی در سطح استان کمتر از انگشتان دست است. وی همه مولفههای یه مدیر فرهنگی بودن را داشته و دارد و قطعا گیلان با رفتن سید ضیاءالدین سرمایه عظیم فرهنگی را از دست خواهد داد.
وی ادامه داد: دکتر شفیعی طی ۱۶ ماه گذشته که سکاندار معاونت فرهنگی منطقه آزاد انزلی بود، به یک دهه خاموشی اهل فرهنگ و هنر پایان داد. وی این توانایی را داشت که هنرمندان، شعرا، نویسندگان و… را زیر یک سقف جمع کند و اهالی فرهنگ و هنر را به سمت تولیدات فرهنگی و هنری رهنمون ساز و با تلاش خویش بارقه امید را در دلهای هنرمندان ایجاد کند.
فرجپور دکتر شفیعی را یک شخصیت نه ملی بلکه فراملی و منطقهای دانست و تصریح کرد: سید ضیاءالدین کسی است که مورد تشویق عالیترین بنیاد فرهنگی جهان است و لذا انتظار این بود که گیلان از این سرمایه عظیم به خوبی بهرهمند میشد.
این شاعر گیلانی بدنبال دلیل این برکناری حداقل برای اهالی فرهنگ و هنر گیلان می گوید: خبرگزاری ایسنا یک رسانه فرهنگی است و از بعد فرهنگ به تحلیل مسائل میپردازد لذا باید سلسلهجنبانی کند تا شاید دلهای بیتاب اهالی فرهنگ و هنر آرام بگیرد.
وی از ایسنا می خواهد تا در این خصوص از مسئولان علت این تغییر را جویا شود.
فرج پور با بیان اینکه مدیریت فرهنگی استان به دردی جانسوز مبتلاست،اضافه کرد: متاسفانه سکانداران فرهنگی گیلان نسبتی با امور فرهنگی ندارند و اختلاف سلیقه عامل این برکناری بیرسم است و این در حالی است که دکتر شفیعی خود صاحب سلیقه است.
استاد قوامی آبکناری، یکی دیگر از مفاخر فرهنگ و ادب گیلان در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، استاد سید ضیاءالدین شفیعی را یک شخصیت توانای فرهنگی و هنری دانست و اظهار کرد: دکتر شفیعی طی ۱۶ ماه فعالیت فرهنگی خود به منطقه آزاد انزلی رونق بخشید و با اجرای برنامههای فرهنگی و هنری مرا مجذوب شخصیت فرهیخته خود ساخت.
وی از تهیه طوماری به امضای اهالی فرهنگ و هنر خبر داد و خاطرنشان کرد: اهالی فرهنگ و هنر استان گیلان در این نامه دلنگرانی خود را از این برکناری نا به هنگام اعلام میدارند و خواستار پاسخگویی روشن مسئولان هستند.