تاریخ : پنجشنبه, ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵ Thursday, 21 May , 2026

آخرین مطالب

ساخت هیدروژل تزریقی خودترمیم‌شونده برای درمان دیسک بین‌مهره‌ای ابزارهای هوش مصنوعی ایرانی در مواقع قطعی اینترنت فعالیت ۳۱ کارخانه چایسازی در شهرستان رودسر دومین نمایشگاه «فر ایران» با هدف شناسایی محصولات فناورانه و دانش‌بنیان برگزار می‌شود حفظ ضربان تولید در دوران گذار؛ طرحی برای صیانت از اشتغال با پشتوانه «اوراق مقاومت مردمی» و غرامت‌های جنگی درس‌هایی از ژاپن؛ قسمت دوم: از داستان تا قدرت درس‌هایی از ژاپن برای اقتصاد فرهنگی؛ قسمت اول: از سنت به استراتژی وقتی گجت‌ها، بال‌های کنجکاوی را باز می‌کنند فرهنگ؛ زیرساخت نادیده‌ی تاب‌آوری هوش مصنوعی: سکان‌دار جدید اقیانوس سینما هوش مصنوعی در حقوق: از تحلیل پرونده تا بازتعریف عدالت هم افزایی مهندسان پرامپتAI و مدیران؛ کلید تصمیمات هوشمند دیالوگ با ماشین‌ها: وقتی هوش مصنوعی، هوش هیجانی ما را می‌سنجد اورهال کارخانه آسفالت تا خروج اراضی دارای حقوق مکتسبه مردم از حریم تالاب بندرانزلی رانش زمین در روستای لشکان

رمز ورود به بهشت

  • کد خبر : 1494
  • 16 تیر 1392 - 16:38

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

 گروهی از انصار نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده سلام کردند و گفتند: یا رسول الله حاجتی داریم، حضرت فرمود: بگویید. گفتند: حاجت بزرگی است! فرمود: چیست؟ عرض کردند: می‌خواهیم برای ما نزد خداوند بهشت را ضمانت نمایی!

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سر خویش فرو انداخته پس از اندکی سر را بلند نمود و فرمود: من این کار را می‌کنم به شرط آنکه از هیچ کس هیچ چیز درخواست نکنید!

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: گاهی می‌شد یکی از ایشان در مسافرت تازیانه‌اش (از روی اسب یا شتر) به زمین می‌افتاد، ولی خوش نمی‌داشت به دیگری بگوید تازیانه را به من بده، مبادا که درخواست کرده باشد، خودش پایین می‌آمد و برمی‌داشت! و گاهی می‌شد که بر سر سفره‌ای بود و دیگر همنشینان به آب نزدیکتر بودند ولی او از آنان تقاضا نمی‌کرد، خودش بر می‌خواست و آب می‌نوشید

منبع: وسائل الشیعه، جلد ۶،صفحه ۳۰۷

درخواست از مردم انسان را کوچک می کند ؛ گاه انسان مجبور است از کسی چیزی بخواهد ؛ که هیچ .

اما بسیاری از درخواستهای ما بی مورد است . مثلا به مردم رو میزنیم و پول قرض می گیریم تا تلوزیون و قالی و پرده و … منزلمان را عوض کنیم . اینها باعث ذلت انسان می شود

داستانک :

روزى امیر المؤمنین علیه السّلام از جلوی دکان قصّابى مى‏گذشت و قصاب گوشت فربه اى داشت،عرض کرد: یا امیر المومنین  گوشت خوبى دارم مقدارى از آن خریدارى کن؟

امام علیه السّلام فرمود: پول آماده‏ اى ندارم.

 عرض کرد: من صبر مى‏ کنم، تا هر وقت داشتید بهاى آن را بدهید؟

 فرمود: من بر خوردن گوشت صبر مى ‏کنم‏

منبع:ارشاد القلوب؛ جلد ‏۱  ،صفحه  ۳۱۱

منبرک

ثبت دیدگاه

  1. عالی بود. لطفا از این مطالب بیشتر در سایت استفاده کنید.با تشکر.

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تحریریه منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد، منتشر نخواهد شد.