تاریخ : پنجشنبه, ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵ Thursday, 21 May , 2026

آخرین مطالب

ساخت هیدروژل تزریقی خودترمیم‌شونده برای درمان دیسک بین‌مهره‌ای ابزارهای هوش مصنوعی ایرانی در مواقع قطعی اینترنت فعالیت ۳۱ کارخانه چایسازی در شهرستان رودسر دومین نمایشگاه «فر ایران» با هدف شناسایی محصولات فناورانه و دانش‌بنیان برگزار می‌شود حفظ ضربان تولید در دوران گذار؛ طرحی برای صیانت از اشتغال با پشتوانه «اوراق مقاومت مردمی» و غرامت‌های جنگی درس‌هایی از ژاپن؛ قسمت دوم: از داستان تا قدرت درس‌هایی از ژاپن برای اقتصاد فرهنگی؛ قسمت اول: از سنت به استراتژی وقتی گجت‌ها، بال‌های کنجکاوی را باز می‌کنند فرهنگ؛ زیرساخت نادیده‌ی تاب‌آوری هوش مصنوعی: سکان‌دار جدید اقیانوس سینما هوش مصنوعی در حقوق: از تحلیل پرونده تا بازتعریف عدالت هم افزایی مهندسان پرامپتAI و مدیران؛ کلید تصمیمات هوشمند دیالوگ با ماشین‌ها: وقتی هوش مصنوعی، هوش هیجانی ما را می‌سنجد اورهال کارخانه آسفالت تا خروج اراضی دارای حقوق مکتسبه مردم از حریم تالاب بندرانزلی رانش زمین در روستای لشکان

فاطمه صدرا:

مدیریت سلیقه‌ای; دشمن خلاقیت

  • کد خبر : 152809
  • 11 آبان 1404 - 18:43

فاطمه صدرا | فعال رسانه و هوش مصنوعی: اگر در گیلان به دنبال نشانه های خلاقیت باشید، این نشانه‌ها بیشتراز آنکه به جریان توسعه پیوند بخورند، در فضای فرهنگی خاموش باقی مانده‌اند. گویی استعدادهای خلاق ما در جایی میان ستایش و بی‌توجهی معلق هستند.

 

چرا ساختار مدیریتی استان هنوز نتوانسته از نیروی خلاق، به عنوان یک سرمایه‌ی اقتصادی بهره ببرد؟

 

ما در گیلان با کمبود استعداد روبه‌رو نیستیم، بلکه با کمبود تشخیص درست روبه‌رو‌ ایم. استعدادها نه در ویترین‌ها، بلکه در سکوت اتاق‌های کوچک رشد می‌کنند.
توسعه‌ی واقعی، محصول انتخاب دقیق است نه انتخاب پرسر‌وصدا.

مدیرانی که جسارت دیدن متفاوت‌ها را نداشته باشند، دیر یا زود مجبور به تقلید از آنها خواهند شد.

خلاقیت در گیلان هنوز یک منبع استخراج‌نشده است؛ و هر روز تأخیر در بهره‌برداری از آن، یعنی از دست دادن فرصت‌هایی که می‌توانست آینده‌ی استان را تغییر دهد.

مشکل کجاست؟

۱فقدان زیرساختِ شناسایی بی‌طرفانه:

بسیاری از فراخوان‌ها، مسابقات و شبکه‌ها بر پایه‌ی روابط و سلیقه‌محوری شکل می‌گیرند؛ نه براساس معیارهای شفاف توانمندی و اثربخشی.

۲–  فرایندهای تامین مالی:
طراحی این فرایندها به گونه‌ای پیش می‌روند که ریسک نوآوری را پوشش نمی‌دهند؛ طرح‌های خلاق نیاز به آزمون و تکرار دارند اما حذف می‌شوند یا به قالب‌های بی‌اثر تبدیل می‌گردند.

۳فقدان حلقه‌ی ترجمه میان ایده و بازار

سازمان‌های متولی نمی‌دانند چگونه یک ایده بومی را به محصول یا خدمت اقتصادی تبدیل کنند و سپس آن را مقیاس‌پذیر نمایند.

شاید زمان آن رسیده باشد که به‌جای تقدیر از گذشته، به خلق آینده فکر کنیم ، با همان‌هایی که بی‌سروصدا، اما باهوش و هدفمند، در حال ساختن آن هستند.

  • نویسنده : صدرا | Sadra

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تحریریه منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد، منتشر نخواهد شد.