تاریخ : پنجشنبه, ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵ Thursday, 21 May , 2026

آخرین مطالب

ساخت هیدروژل تزریقی خودترمیم‌شونده برای درمان دیسک بین‌مهره‌ای ابزارهای هوش مصنوعی ایرانی در مواقع قطعی اینترنت فعالیت ۳۱ کارخانه چایسازی در شهرستان رودسر دومین نمایشگاه «فر ایران» با هدف شناسایی محصولات فناورانه و دانش‌بنیان برگزار می‌شود حفظ ضربان تولید در دوران گذار؛ طرحی برای صیانت از اشتغال با پشتوانه «اوراق مقاومت مردمی» و غرامت‌های جنگی درس‌هایی از ژاپن؛ قسمت دوم: از داستان تا قدرت درس‌هایی از ژاپن برای اقتصاد فرهنگی؛ قسمت اول: از سنت به استراتژی وقتی گجت‌ها، بال‌های کنجکاوی را باز می‌کنند فرهنگ؛ زیرساخت نادیده‌ی تاب‌آوری هوش مصنوعی: سکان‌دار جدید اقیانوس سینما هوش مصنوعی در حقوق: از تحلیل پرونده تا بازتعریف عدالت هم افزایی مهندسان پرامپتAI و مدیران؛ کلید تصمیمات هوشمند دیالوگ با ماشین‌ها: وقتی هوش مصنوعی، هوش هیجانی ما را می‌سنجد اورهال کارخانه آسفالت تا خروج اراضی دارای حقوق مکتسبه مردم از حریم تالاب بندرانزلی رانش زمین در روستای لشکان

فاطمه صدرا ؛

فرهنگ ویترینی، محصول اقتصادی فرسایشی

  • کد خبر : 153140
  • 26 آبان 1404 - 14:56

فاطمه صدرا | فعال رسانه و هوش مصنوعی: فشار اقتصادی در حال تبدیل فرهنگ گیلان به ویترینی کم‌هزینه، کم‌ریسک و زودگذر است؛ و این یعنی هویت گیلان دقیقا در جایی ضربه می‌خورد که باید قوی‌ترین باشد. در چنین وضعیتی، مدیران از پروژه‌های با عمق فکری فاصله می‌گیرند و به فعالیت‌هایی رو می‌آورند که سریع دیده می‌شوند و ریسک مالی ندارند. نتیجه چیست؟ فرهنگ از “مسیرسازی” به “نمایش‌سازی” تغییر کارکرد می‌دهد.

هنرمند گرفتار سرعت می‌شود؛ باید اثر تحویل بدهد، نه اینکه اثر خلق کند. مردم که زیر فشار زندگی هستند، فرهنگ را نه برای فهمیدن، بلکه برای چند دقیقه فاصله گرفتن از مسائل روزمره مصرف می‌کنند.

گیلان فرهنگی هنوز نفس می‌کشد، اما نفسش کوتاه شده است.

رویدادها پشت سر هم برگزار می‌شوند؛ پوسترها عوض می‌شوند؛ سالن‌ها روشن و خاموش می‌شوند؛ اما میان این همه تکاپو، یک سکوت جدی هست:
این همه حرکت به کجا می‌رسد؟

پاسخ روشن است: اقتصادی که سایه‌اش بر ذهن مردم و مدیران افتاده، فرهنگ را از زیرساخت توسعه به ویترینِ بی‌اثر تبدیل کرده است. رویدادها وقتی پیوست فکری و نقشه اقتصادی نداشته باشند، به فعالیت‌های پراکنده و روزمره بدل می‌شوند. هویت هم وقتی ذهن جامعه مجال تأمل ندارد، از واقعیت زیسته به “لوگو”  تقلیل پیدا می‌کند.

اما در شرایط اقتصادی سخت، آیا می‌توان از هویت گیلان صیانت کرد؟
بله؛ اما نه با ویترین‌سازی. بلکه با تصمیم‌هایی که عمق را بر ظاهر ترجیح دهند.

راه‌حل‌ها روشن‌اند:

۱. کیفیت به‌جای کمیت:
به‌جای ده رویداد کوچک، دو رویداد اثرگذار لازم است؛ با پیوست فکری، مخاطب مشخص و خروجی قابل اندازه‌گیری.

۲. اتصال اقتصاد و فرهنگ:
اگر فرهنگ نتواند ارزش اقتصادی تولید کند، در چرخه فرسایش بودجه‌ای گرفتار می‌شود. صنایع خلاق، گردشگری فرهنگی و اقتصاد دیجیتال ابزارهای تجملاتی نیستند؛ موتورهای توسعه‌اند.

۳. حمایت از محتوای هویتی:
هر محتوایی که تولید نشود جای خود را به یک روایت سطحی می‌دهد؛ و این فرسایش، آرام اما واقعی است.

۴. بازگرداندن مردم به نقش مشارکت‌گر:
مردم باید بخشی از تولید فرهنگی باشند، نه صرفا پرکننده صندلی های یک مراسم.

فراموش نکنیم که اقتصاد می‌تواند فرهنگ را خسته کند؛ اما نمی‌تواند آن را تسلیم کند اگر، مدیریت فرهنگی جرات کند از ویترین فاصله بگیرد و به پشت‌صحنه برگردد.

و در پایان، پرسشی برای مدیران گیلان باقی می‌ماند:
می‌خواهیم گیلان را بسازیم؟ یا فقط تصویرش را روشن‌تر کنیم؟

  • نویسنده : صدرا | Sadra

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تحریریه منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد، منتشر نخواهد شد.