تولید رویداد بدون هدف، یعنی تمرکز بر کمیت به جای کیفیت. چه یک مدیر فرهنگی باشیم، چه یک گروه مستقل یا تیم تولید محتوا، اگر ندانیم دقیقاً به دنبال چه تغییری هستیم، خروجی کار به سرعت فراموش میشود. مردم سرگرم میشوند، تصاویر و خبرها منتشر میشود، اما نه رفتار تغییر میکند، نه نگرش، نه حافظه جمعی تقویت میشود.
رویداد اثرگذار نیازمند پیوست فکری است؛ اما امروز این پیوست میتواند هوشمند باشد.

“هوش مصنوعی” این امکان را فراهم کرده که پیش از اجرا، رفتار مخاطبان تحلیل شود، نیازهای واقعی شناسایی شود و حتی واکنشهای احتمالی جامعه پیشبینی گردد. دادههای اجتماعی، الگوهای مشارکت و تحلیل بازخوردها کمک میکنند بفهمیم یک رویداد قرار است دقیقاً چه اثری بگذارد و برای چه گروهی معنا داشته باشد.
بدون این نگاه، حتی بهترین هنرمندان و خلاقترین ایدهها قربانی عجله و محدودیت زمان میشوند. اما وقتی از ابزارهای هوشمند برای طراحی مسیر استفاده شود، کیفیت جای شتاب را میگیرد و اثرگذاری به یک هدف قابل اندازهگیری تبدیل میشود. در این حالت، فرهنگ از ویترین بیرون میآید و به یک فرآیند زنده و ماندگار بدل میشود.
راهکار پیشنهادی:
اول، اولویتبندی؛ تعداد کمتر، اثر عمیقتر.
دوم، طراحی هوشمند؛ استفاده از تحلیل داده و AI برای شناخت مخاطب و سنجش نتایج.
سوم، مشارکت واقعی مردم؛ نه بهعنوان تماشاگر، بلکه بهعنوان بخشی از خلق معنا و روایت.
رویداد بدون هدف، فقط صدا و تصویر تولید میکند.اما رویداد هدفمند و هوشمند، ذهن، رفتار و هویت جامعه را شکل میدهد.
زمان آن رسیده که گیلان، از ترافیک رویدادهای پراکنده عبور کند و با کمک تفکر و ابزارهای نو، فرهنگ را به موتور واقعی توسعه تبدیل کند.
فاطمه (ماریا) صدرا | طراح محتوا و مهندس پرامپت هوش مصنوعی


