
آیا قدرت اندیشیدن و پرسشگری و قدرت داوری و وجدان اخلاقی– انسانی درمیان برخی از ما کمرنگ شده است؟
چرا و تحت چه شرایطی، بدیهیات و حقوق اولیه شهروندان – به عنوان کسانی که حق دارند از نعمت عمران و آبادانی و آسایش برخوردار شوند- نادیده گرفته میشود؟
چرا برخی از دوستان پس از جلسه اخیر در پارلمان شهری رشت در خصوص تبدیل طرح سوال به استیضاح شهردار چنان که گویی از فتحی بزرگ برگشتهاند، از اقدامات غیر سازنده خویش دفاع نموده، در انتظار تشویق و پاداش بوده و برای ارتقای موقعیت سازمانی خویش، لحظه شماری مینمایند؟
به راستی چه بر سر شهر باران آمده است؟وچرامدعیان خدمتگزاری، اینگونه چهرهای متفاوت از دوران رقابت های انتخاباتی و وعده های خود به مردم ازخود به نمایش گذاشتهاند ودرحقیقت به کجا میروند؟
«دراینجا کس نمیفهمد زبان صحبت مارا/ مگرآیینه دریابد حدیث حیرت مارا»
تحلیل وبررسی و فهم رفتاربرخی از اعضا مهم است ، گویی قدرت وتوانایی اندیشیدن و داوری کردن امورو قضایا رابه فراموشی سپرده اند. وجدان اخلاقی برخی تنها حول این مدار و محوراستوارگردیده است : اطاعت ازجمعی که پارادایم رفتاری آنان صرفاً احساس همراهی وتبعیت ازاموری است که برای مردم منفعتی ندارد .
دراین وضعیت اگر چه احساس بی نیازی به اندیشیدن وحتی تعطیلی اندیشه وپرسش، مهمترین مسئله است،اماتنهامسئله نیست. مسئله این است که برخی درمیان ودرحلقه کسانی قرارگرفته اند،که همواره بر درستی راه خود، تاکید دارند. درحقیقت آنان نمیتوانند پیرامون خویش، شخص یا اشخاصی راببینند که به مسائل اجتماعی و شهری و مدیریتی به شیوه ونحوه دیگری مینگرندو برای حل مسایل شهری برنامه های متفاوتی دارند .
بدیهی است باازدست دادن قدرت اندیشه وقدرت داوری،وجدان افراد نیز تحت الشعاع قرار می گیرد. به این ترتیب اقدامات برخی از اعضا نه تنها برای آنان،عملی غیراخلاقی تلقی نمیشود بلکه به نوعی احساس رضایت ووفاداری رادرآنان تقویت می کند .
براین اساس،امروز نباید با چشم بستن برحقایق مشکلات شهرمان به چنین ورطهای گرفتارگشت. اگر عدم پرسشگری ونظارت مدنی و نجابت فرهنگی برای توده مردم ،تاحدی قابل درک باشد،اماسکوت وعدم پیگیری وبرخورد فعال دست اندرکاران نظارتی استان با روندی که در شهر حاکم است ، قابل پذیرش نیست و نباید نسبت به این اقدامات، سکوت شود .
تردیدی نیست آنانی که به چیزی جزماندن درقدرت وآنهم به هرقیمت و برای منافع مادی خود نمیاندیشند،مخاطباین این یادداشت نخواهندبود. بلکه سویه اصلی این گفتار با افرادی است که خواسته یا ناخواسته در مسیر اهداف کسانی حرکت می کنند که در تباین اصلی با منافع شهروندی است . چه گونه می شود هم نماینده پارلمان شهری بود تا از حقوق آنان دفاع شود و در عین حال ، علیه آنان در محاکم حکم گرفت و روندی را طی کرد که بر املاک و مستغلات شهری حاکم شد؟ چگونه می توان چشم بر آنانی بست که پروژه های عمرانی شهر را به سمت منتسبان خود رهنمون می شوند و دیگران را به ضعف مدیریت منتسب می کنند ؟ چگونه است که شهروندان برای چند متر بنای اضافه ، در پشت درب های کمیسیون ماده ۱۰۰ صف کشیده اند ، اما برخی از مدعیان که از صلاحیت های بساز و بفروش! در اطراف و اکناف شهر برخوردارند نه تنها مواخذه نمی شوند بلکه خود مدعی راهبری شهر شده اند؟ چگونه است که شهروندان به اصول و اخلاق و نزاکت و فرهنگ و برخورد علمی با مسایل دعوت می شوند و دبیرخانه تکریم مفاخر ! تشکیل می گردد اما شیپور بد اخلاقی آنان نقل دیگران می شود ؟ و چگونه های دیگری که به وقت نیاز باید آشکارتر گفته آید …؟!
تعدادی ازدوستان پارلمان شهری،نیز درخطای تحلیلی از واقعیتهابسرمیبرندوبا جدی نیاندیشیدن،جسارت داوری منصفانه رابعضاازدست دادهاند،امادردینداری و وفاداری آنان به منافع شهروندان و نظام و آرمان های انقلاب و رهبری تردیدی نیست. به همین سبب،امیدبه حقگرایی که جوهره دینداری است ودستیابی به جرات اندیشیدن وداوری درست و اصلاح مسیر اشتباهی که با دستاویزهای متفاوت از چند ماه گذشته ، در آنان شکل گرفته… همچنان درما برای آنان وجوددارد.
بحث از ماندن یا نماندن یک فرد نیست ؛ چون قرار نیست که ماندن ها و نماندن ها، مبنا قرار گیرد بلکه سخن ازعبور از معیارهای اخلاقی ، حقوقی و شهروندی است که دارد خط معیار می شود . سخن از منفعت طلبی ،خودخواهی ، خودشیفتگی و فرصت طلبی است و سخن از آفت خطرناکی است که در شهر افتاده است و اصالت ، فرهنگ ، نجابت ، اخلاق شهروندان شهید داده را هدف گرفته است و …
آن چه می بینیم و می شنویم و می دانیم ! باعث حیرت وتاسف وطرح مکرراین پرسش است که واقعاچه شده است که درپارلمان شهری ماشاهدچنین رخدادهایی هستیم؟بایدپرسیداگرحتابافرض بروز برخی ضعف ها ،نمی توان به کمک هم آمد و با همپوشانی ضعف ها و هم افزایی توان ها ، شهر را از عقب ماندگی مزمن و تاریخی نجات داد؟ آیامردم این شهرمستحق چنین سرنوشتی هستند؟ واقعادرپارلمان شهری ماچه خبراست وتاکجاقراراست،بدیهیترین اصول مدیریتی، اخلاقی ، اجتماعی و رشد و پیشرفت و …نادیده گرفته شود؟
باید تلاش شود آن اعتماد شدید آغازین روزهای شروع به کار که در لابی ها ، مصاحبه ها، تعربف و تمجیدهای گفتاری و نوشتاری نمایندگان پارلمان شهری رشت موج می زد و برای اقناع مردم گفته شد و در شهروندان امید ایجاد می کرد را بازسازی نمود . نباید بگذارند اعتمادها گسسته و شهر اسیر تغییرات پی در پی شود و رشد و پیشرفت شهری متوقف گردد.
اینگونه موارد،ازذهن و ضمیر مردم پاکنهاداین شهر تاریخی و با فرهنگ که دبیرخانه مفاخر! هم دارد ، زدودنی نیست و مردم، آنانی راکه بقاء خویش رادرتنش میبینند وبرای حفظ پایگاههای سیاسی و اقتصادی خویش، منافع شهروندان را نادیده می گیرند، فراموش نخواهند کرد و باید پاسخگوی عملکرد ها ورفتارغیرمنصفانه خویش باشند.
منبع: عصر تدبیر